X
تبلیغات
عکاسی

عکاسی

فوتوبلاگ سمانه انزابی زاده (دانشجوی رشته گرافیک دانشگاه آزاد اسلامی واحد طبس)

مبتکر نیز باشید

با این همه، ابتکار بر تمامی این دستورالعمل­ های فیلسوفانه، ارجحیت دارد. ابتکار در واقع، نوعی اختراع رنگ است. چیزی که بیان تازه­ ای از رنگ را معرفی می­ کند که دیگران تکلم با آن را نیاموخته باشند.(همنشینی رنگ­ ها1، پروفسور هیداکی شی جی وا، فریال دهدشتی شاهرخ و ناصر پورپیرار، ص152)

+ نوشته شده در  جمعه 1 دی1391ساعت 13:30  توسط سمانه انزابی زاده  | 

از طبیعت الهام بگیرید

آشناترین رنگ­ ها در طبیعت به فراوانی یافت می­ شود. هرگز رنگ گُل ها، پرندگان، درخت­ ها، آسمان و دریا تهاجمی به نظر نمی­ رسد. چشمان ما به این رنگ ­ها عادت دارد و با پیام آن­ ها، آشناست. در کاربرد رنگ­ های طبیعی در کنار هم، دچار دغدغه­ ی ناهماهنگی نخواهید شد؛ به این شرط که در جزئیات نیز، از طبیعت پیروی کنید. در طبیعت، رنگی یکدست و به اصطلاح تخت نیست. حتی در آسمان و یا پهنه­ ی دریا، سایه­ های بسیار متنوعی از آبی خواهید یافت. رنگ­ های هر گلی، ترکیبی از سایه­ های بی­ شمار یک رنگ اصلی است. نزد طبیعت، شاگردی کنید تا آسان­ تر بتوانید با بینندگان آثارتان مرتبط شوید.(همنشینی رنگ ­ها1، پروفسور هیداکی شی جی وا، فریال دهدشتی شاهرخ و ناصر پورپیرار، ص151)

+ نوشته شده در  جمعه 1 دی1391ساعت 13:29  توسط سمانه انزابی زاده  | 

از رنگ¬های ساخته شده استفاده کنید

رنگ­ های غریبه مثل سه رنگ اصلی چاپ و بخصوص ماژنتا و سایان، به نظر زشت و بد ادا می­ آیند. در کار با این رنگ­ ها، حتی اگر قوانین هماهنگی را نیز رعایت کنید، چیزی از نامطلوبی کار، کاسته نمی­ شود. این رنگ­ های غیرعادی، وقتی بکار می­ آیند که بخواهید بیننده را به حیرت و شگفتی وا دارید! بدیهی است حتی چنین تأثیری بر روی گروه بزرگی از بینندگان، مثلا جوانان، به دست نمی­ آید. زیرا معمولا جوانان از چیزی حیرت ­زده نمی ­شوند. بهتر است از رنگ­ های قراردادی همه­ فهم استفاده کنید.(همنشینی رنگ­ ها1، پروفسور هیداکی شی جی وا، فریال دهدشتی شاهرخ و ناصر پورپیرار، ص151)

+ نوشته شده در  جمعه 1 دی1391ساعت 13:29  توسط سمانه انزابی زاده  | 

برای ایجاد هماهنگی، رنگ¬های کمکی و خنثی را به خدمت بگیرید

در یک اشتباه متداول، گرافیست­ ها گمان می­ کنند هر چه رنگی را که بکار می­ برند، به اصطلاح کوبنده­ تر باشد، به همان اندازه نیز، کارشان قوی­ تر خواهد شد. آن­ ها، بیهوده رنگ­ ها را در صحنه­ ی اثرشان به رقابت و جدال با یکدیگر وادار می­ کنند. چنین اثری اگر ملال­ آور، کسل کننده و یا مسخره از کار در نیاید، در بهترین حالت خود موجب می­ شود که رنگ­ ها اثر یکدیگر را خنثی کنند و بیننده را سردرگم و بدون پیام بگذارند. در هر زمان که در کاربرد رنگی، دچار تردید می­ شوید، بلافاصله سراغ سفید و سیاه و خاکستری بروید که از اثر تهاجمی رنگ­ ها می کاهند.(همنشینی رنگ­ ها1، پروفسور هیداکی شی جی وا، فریال دهدشتی شاهرخ و ناصر پورپیرار، ص151)

+ نوشته شده در  جمعه 1 دی1391ساعت 13:29  توسط سمانه انزابی زاده  | 

در کاربرد رنگ¬های زنده، امساک کنید

تکرار اینکه استفاده­ ی بیش از حد از رنگ­ های زنده، ویران­گر است و اثر شما را به کارهای به اصطلاح سقاخانه­ ای و بازاری نزدیک می­ کند، ضرورتی ندارد. اینگونه رنگ­ های زنده، فقط برای تأکید و یادآوری و اعلام نام و یا خصوصیات یک کالا به کار می­ رود. در اینگونه موارد قبلا باید رنگ های روشن و یا مرده­ ی زمینه، فرصت را برای درخشش این رنگ­ های تأکیدی، فراهم کرده باشد.

اگر شما یک رنگ زنده را در زمینه بگذارید، آنگاه دیگر فرصت برجستگی را از نام کالا و یا عنوان کتاب خود گرفته­ اید. اما اگر به علل تبلیغاتی مجبور شدید مثلا در یک آلبوم، صفحه و یا کیسه­ های حمل خرید، رنگ­ های زنده را در زمینه بکار برید، بعدا مجبور می­ شوید برای اعلام نام کالا، به رنگ مشکی، نقره­ ای و یا طلایی و یا حتی سفید متوسل شوید؛ زیرا راه دیگری برای اعلام موجودیت یکسان، دو رنگ زنده نیست.(همنشینی رنگ­ ها1، پروفسور هیداکی شی جی وا، فریال دهدشتی شاهرخ و ناصر پورپیرار، ص150)

+ نوشته شده در  جمعه 1 دی1391ساعت 13:28  توسط سمانه انزابی زاده  | 

مقدار رنگ¬های کاربردی را محدود کنید

راه دیگر افزایش هماهنگی، محدودیت در رنگ­ های کاربردی است. به طور معمول، با دو یا سه رنگ کار کنید. چهار یا پنج رنگ، واقعا زیادتر از معمول است. ایجاد همنشینی کامل بین چهار رنگ، واقعا کار دشواری است. هیچ چیز ویران­گرتر از کاربرد رنگ­ های متعدد و بی­هویت نیست. اگر مجبور شدید، رنگ­ های متعددی را انتخاب کنید، هر یک از آن­ ها را جداگانه با رنگ زمینه و یا رنگ مسلط در کارتان همنشین کنید. همیشه در کارهایتان یک رنگ اصلی و تعیین کننده، قرار دهید که بر دیگر رنگ­ ها، حالتی از رهبری داشته باشد.(همنشینی رنگ­ ها1، پروفسور هیداکی شی جی وا، فریال دهدشتی شاهرخ و ناصر پورپیرار، ص150)

+ نوشته شده در  جمعه 1 دی1391ساعت 13:27  توسط سمانه انزابی زاده  | 

از رنگ¬های هم¬خوان استفاده کنید

هم­ خوانی و همنشینی رنگ­ ها، حرف اول استفاده از رنگ است. کار روی دو رنگی که مثل قهوه­ ای و یشمی از اصل با هم غریبه­ اند، حتی به کمک سایه­ ها نیز بی­ نتیجه است. انتخاب رنگ­ های متضاد، به شما فرصت می­ دهد که سایه­ ها و رنگ­ های جداکننده و نرم­ کننده را برای ایجاد بیانی صبورانه به کمک بگیرید. به یاد داشته باشید بین تضاد و هرج و مرج در رنگ فاصله­ ی بسیار باریکی است. راه دیگر برای ایجاد هماهنگی بین دو رنگ متضاد، استفاده از رنگ سومی است که از هر دوی آن رنگ­ ها سهمی داشته باشد. مثلا اگر قرمز و آبی را کنار هم به کار می­ برید، ایجاد حد فاصلی با قرمز-بنفش مثل پل ارتباطی بین آن­ ها، کاربرد دارد.(همنشینی رنگ­ ها1، پروفسور هیداکی شی جی وا، فریال دهدشتی شاهرخ و ناصر پورپیرار، ص150)

+ نوشته شده در  جمعه 1 دی1391ساعت 13:27  توسط سمانه انزابی زاده  | 

استفاده از سایه¬ها را به همه¬ی رنگ¬ها گسترش دهید

استفاده از سایه­ های متفاوت و متعدد، به کار شما بُعد و حرکت می دهد. ممکن است شما با استفاده از سه رنگ مختلف و مناسب، کاری سه بعدی بسازید ولی این کار بدون سایه­ های لازم، روح و سخنوری ندارد. استفاده از سایه­ ها حتی، عیوب رنگ­ هایی که قدرت همنشینی ندارد را نیز می­ پوشاند. اگر مجبور شدید، آبی تیره با قهوه­ ای تیره، قرمز را با سبز و یا صورتی را با زرد بکار برید که به طرز خسته­ کننده­ ای از نظر پیام یکنواخت است، سایه­ ها به شما کمک می­ کند که هر رنگ را به طرز استادانه­ ای به سایه­ ی رنگ بعد، نزدیک کنید و از اثر آزاردهنده­ ی آن بکاهید.(همنشینی رنگ­ ها1، پروفسور هیداکی شی جی وا، فریال دهدشتی شاهرخ و ناصر پورپیرار، ص150)

+ نوشته شده در  جمعه 1 دی1391ساعت 13:26  توسط سمانه انزابی زاده  | 

رنگ¬هایی را انتخاب کنید که سایه¬های بیشتری را بپذیرد

وقتی رنگی را برمی­ گزینید، مطمئن شوید که قدرت پذیرش سایه های مختلف را دارد. به رنگین­ کمان نگاه کنید که چطور دزدانه و سایه به سایه، از رنگی به رنگ دیگر، منتقل می­ شود. در کارهایتان، اهمیت سایه­ های متعدد را فراموش نکنید. یک زمینه­ ی آبی می­ تواند با آبی آسمانی شروع شود و هر چه به رنگ بعدی نزدیک می­ شوید، آبی اقیانوسی، آبی نفتی و یا آبی تیره را بکار گیرید. استفاده از سایه­ ها به کار شما حرکت و نیرو می­ دهد. انتخاب اولیه­ ی شما، چه زنده، مرده، روشن و یا تیره باشد، باز هم از اهمیت سایه­ ها کاسته نمی­ شود. رنگ بعدی شما می­ تواند هماهنگ­ ترین رنگ با آخرین و نزدیک­ ترین سایه­ ی انتخابی شما باشد.(همنشینی رنگ­ ها1، پروفسور هیداکی شی جی وا، فریال دهدشتی شاهرخ و ناصر پورپیرار، ص149)

+ نوشته شده در  جمعه 1 دی1391ساعت 13:25  توسط سمانه انزابی زاده  | 

پیش از همه به رنگ زمینه بیاندیشید

در نقاشی ساختمان، رسم بر این است که ابتدا برای سقف و بدنه ی دیوارها، رنگی را انتخاب می­ کنند و سپس سایه­ های مناسبی را در پیش­ آمدگی­ ها و نوارهای قرنیز برای جداسازی و هماهنگی به کار می برند. در آفرینش یک اثر گرافیکی نیز، این قاعده را رعایت کنید: هر چند ممکن است طرح خط و نام کتاب شما، بسیار قدرتمند باشد ولی بدون یک زمینه­ ی مناسب، قادر نخواهید بود که این قدرت را با موفقیت نمایش دهید. هنگام انتخاب رنگ زمینه به یاد داشته باشید که رنگ­ های روشن بهتر از رنگ­ های تیره، رنگ­ های گرم بهتر از رنگ­ های سرد و رنگ­ های زنده بهتر از رنگ­ های مرده اثر می­ گذارند. اگر طرح شما دارای چند رنگ مختلف است، قاعده­ ی کلی بر این است که ابتدا رنگی را برگزینید که بیشترین سطح را اشغال می­ کند، سپس رنگی را انتخاب کنید که در مرحله­ ی دوم، باز هم بیشترین سطح را در بر می­ گیرد و همین طور تا پایان کار، پیوسته سطح بزرگ­ تر را مقدم بگیرید. گاه هم ممکن است رنگ اصلی و عنوان کار شما، از پیش معین باشد، مثلا اگر بخواهید، پوستری در رابطه با آتش تهیه کنید، مسلما رنگ عنوان پوستر شما از پیش تعیین شده است. در این صورت، باید زمینه را طوری انتخاب کنید که با عنوان­ بندی قرمز، رنگ شما هماهنگ باشد.(همنشینی رنگ­ ها1، پروفسور هیداکی شی جی وا، فریال دهدشتی شاهرخ و ناصر پورپیرار، ص149)

+ نوشته شده در  جمعه 1 دی1391ساعت 13:24  توسط سمانه انزابی زاده  | 

به چه منظور می¬خواهید از رنگ استفاده کنید؟

اگر گرافیستی، رنگ به خصوصی را می­ پسندد، دلیل این نیست که در هر کاری، آن رنگ را به عرصه­ ی کارهایش بکشاند. به عبارت دیگر، ترکیب رنگ، نباید شما را ارضا کند، بلکه باید با طبیعت کاری که در دست دارید، بخواند. مثلا در طراحی جلد کتاب، موضوع کتاب و تأثیر آن بر خواننده، بسیار مهم­ تر از پسند خاطر طراح است. ضروری است پیش از خلق هر اثری، از خود بپرسید:

-         چه تاثیری را باید منتقل کنم؟

-         چه رنگ­ هایی این تأثیر را بهتر بیان می­ کند؟

-         آیا رنگ­ های انتخابی کلیشه­ ای، بازاری و تکراری نیست و اگر هست، چه رنگ­ هایی را باید جایگزین آن­ ها کنم؟

-         آیا رنگ­ های انتخابی، جذابیت تبلیغاتی دارد؟

-         چگونه باید رنگ­ های انتخاب شده را هماهنگ کنم؟(همنشینی رنگ­ ها1، پروفسور هیداکی شی جی وا، فریال دهدشتی شاهرخ و ناصر پورپیرار، ص149)

+ نوشته شده در  جمعه 1 دی1391ساعت 13:24  توسط سمانه انزابی زاده  | 

رنگ¬های انتخابی خود را بشناسید

قبل از انتخاب هر رنگی، مطمئن شوید که با خصوصیات رنگ، روشنی و قدرت پوشانندگی آن، آشنا شده­ اید. موارد استفاده و حس مخصوص هر رنگ را شناخته­ اید و طبقه­ بندی رنگ، یعنی گرمی، سردی، زندگی، مرگ، روشنی و تیرگی رنگ را شناخته­ اید. به این دایره­ ی رنگ سه بعدی و سینی ده رنگه­ ی آن نگاه کنید. در رنگ­ های بالا سفید، در رنگ های زیر سیاه و در رنگ­ های مرکزی، خاکستری سایه انداخته است. آنچه شما نیاز دارید، این است که بدانید چه رنگی در چه قسمتی از دایره­ ی رنگ نشسته است. باید به یاد بسپارید که مشابه، متضاد و یا مکمل هر رنگ، چه رنگی است و در هماهنگ کردن هر رنگ، فاصله­ ها و سایه­ های مناسب را در نظر داشته باشید. قاعده این است که شما چرخه­ ی رنگ را به صورت افقی و یا عمودی از هم تفکیک کنید. بهترین انتخاب آن است که رنگ­ های انتخابی شما، یا در نیمه­ ی عمودی یا در نیمه­ ی افقی چرخه­ ی رنگ، نشسته باشند.(همنشینی رنگ­ ها1، پروفسور هیداکی شی جی وا، فریال دهدشتی شاهرخ و ناصر پورپیرار، ص148)

+ نوشته شده در  جمعه 1 دی1391ساعت 13:24  توسط سمانه انزابی زاده  | 

نقوش

کاغذ­های رنگی منقوش ژاپنی، از نوارهای ساده گرفته تا نقوش قابل تشخیص گُل و ماسک­ ها و پرنده­ ها و پروانه­ ها، در ژاپنی«چیوگامی» نامیده می­ شود. رنگ­مایه­ ها، درخشان و متضاد و گاه حتی به ضربه می ماند. کل مجموعه، بسیار موزون و هماهنگ است، همان­گونه که هر جز و قطعه­ ی آن نیز، موزون و هماهنگ است، همانگونه که هر جزء و قطعه­ ی آن نیز موزون و هماهنگ است.(همنشینی رنگ­ ها1، پروفسور هیداکی شی جی وا، فریال دهدشتی شاهرخ و ناصر پورپیرار، ص137)

+ نوشته شده در  جمعه 1 دی1391ساعت 13:23  توسط سمانه انزابی زاده  | 

ترکیب¬های شگفت¬انگیز

چنین ترکیب­ هایی را شاید بهتر بود، ترکیب­ های غریبه بنامیم. زیرا آن­ ها را در اطراف خود و در مشاهدات روزمره، کم­ تر می­بینیم تا آنجا که در نظر اول، زشت و بی­ سلیقه و بازاری می­ نماید. ولی هر رنگ­ بندی در صورتی که در محل مناسب خود به ­کار رود، جای خود را نزد بیننده باز خواهد کرد. چنین رنگ­ هایی معمولا از سه رنگ اصلی چاپ، یعنی زرد، قرمز و آبی، آن هم به صورت صد در صد خالص تشکیل می­ شود. امروزه این رنگ­ ها را موج نویی­ ها، در کنار زرد، نارنجی، آبی و سبز مرده و گِلی به کار می­ برند و شگفتی بیننده را بر­می­ انگیزند. این رنگ­ ها در عین اینکه فاصله­ ی فراوانی با یکدیگر دارند، عجیب است که متضاد به نظر نمی­ رسد.(همنشینی رنگ­ ها1، پروفسور هیداکی شی جی وا، فریال دهدشتی شاهرخ و ناصر پورپیرار، ص52)


+ نوشته شده در  جمعه 1 دی1391ساعت 13:22  توسط سمانه انزابی زاده  | 

ترکیب¬های زنانه

زمانی ترکیب­ های زنانه عبارت از لباس­ های سفید با روبان­ ها و نوارهای ساتن براق بود ولی امروزه در لباس­ های زنانه تقریبا از هر رنگی استفاده می­ شود و از صورتی ملایم و زرد کم­ رنگ تا قرمز تند و طلایی و مشکی و بنفش در ردیف رنگ­ ها و ترکیب­ های زنانه کاربرد دارد. امروزه که رنگ­ بندی­ های زنانه، تابع فصل­ های مد و تلقین­ های سالن­ های نمایش لباس است، ما با هجوم­ های حتی غیرمتعارف، مثل فصل مد بنفش که چند سال پیش را در تسخیر خود گرفته بود، روبه­ رو می­ شویم. با این همه، هنگامی که سخن از ترکیب­ های زنانه است، نباید فراموش کرد که یک رنگ ملایم نرم­ کننده، در همه­ ی ترکیب­ ها ضروری است. آنچه مسلم است، رنگ­ های یکنواخت و خاموشی نظیر آنچه که در ترکیب­ های خون­ سرد و طبیعی معرفی کردیم، مطلقا کاربرد مناسب و زنانه ندارد. وجود ملایمت حتی اگر در یک رنگ از مجموعه­ ی رنگ­ های ترکیبی باشد، که نور را به خوبی در خود جذب کند، در هر ترکیب­ بندی زنانه ضروری است.(همنشینی رنگ­ ها1، پروفسور هیداکی شی جی وا، فریال دهدشتی شاهرخ و ناصر پورپیرار، ص50)

+ نوشته شده در  جمعه 1 دی1391ساعت 13:21  توسط سمانه انزابی زاده  | 

ترکیب¬های جوان

واقعا توصیف ترکیب­ های جوان، که با تعریف ترکیب­ های زنده و مهیج و غیره مخلوط نشود، اندکی دشوار است، ولی حقیقت این است که رنگ­ های جوان، ترکیب ویژه­ ای است که تأثیرش بر بیننده، درست مانند تأثیری است که لباس­ های یک ویترین بر خریدار می­ گذارد. تداعی جوانی در ترکیب­ بندی رنگ­ ها، با تداعی سرزندگی و درخشندگی و غیره به کلی متفاوت است. در این ترکیب­ ها ممکن است حتی یک رنگ به کلی بی­ مایه، جوان به نظر برسد ولی رنگی به درخشندگی زرد، پیر و کهن بنماید. اصل مطلب در اینگونه ترکیب­ ها، همنشینی رنگ­ هاست. بدون تعارف می­ توان گفت که کشف و درک راز و رمز رنگ­ های جوان و فرموله کردن آن، اندکی دشوار است و به درستی نمی­ توان فهمید چرا سیاه و سفید و یا قرمز و سیاه موجود در لباس­ های یک ویترین جوانانه است ولی چنین احساسی واقعیت دارد.(همنشینی رنگ­ ها1، پروفسور هیداکی شی جی وا، فریال دهدشتی شاهرخ و ناصر پورپیرار، ص48)

+ نوشته شده در  جمعه 1 دی1391ساعت 13:19  توسط سمانه انزابی زاده  | 

ترکیب¬های منطقی سرد

رنگ­ های سرد مثل سبز، بنفش، آبی و خاکستری احساسی از بی­ میلی، نفرت و سرما را منتقل می­ کند و برای تجسم دست­ ساخته­ های غول­ آسای بشری مثل آسمان­ خراش­ ها که حس نامطبوع بیگانگی و بی­هویتی و تحمیل را در انسان بیدار می­ کند، ایده­ آل است. ولی اگر همین رنگ­ های سرد، در مجموعه­ ای مناسب بکار رود، تمامی این برداشت­ ها را می­ تواند دگرگون کند. مثلا رنگ سرد آبی، اگر در دست­ شویی­ ها و یا در یک خانه­ ی تابستانی بکار گرفته شود، به نظر خنک، تازه، بهداشتی، مفرح و حتی گرم می­ آید. در اینجا نیز می­ توانید با افزودن کمی زرد و قرمز، رنگ­ های سرد را در مرز منطقی بین سرد و گرم قرار دهید. در ترکیب این عکس که تماما با رنگ­ های سرد ایجاد شده، ته­ مایه­ ی زرد و قرمز در بدنه­ ی ساختمان­ ها و کف خیابان­ ها و حتی در درخت­ ها که رنگ آن را به سمت یشمی کشانده است، احساس متعادلی از گرما و زندگی نیز به عکس افزوده است. در اینگونه رنگ­ بندی­ های سرد منطقی، قطعاتی از صورتی و بنفش می­ تواند بسیار اطمینان­ آفرین باشد.(همنشینی رنگ­ ها1، پروفسور هیداکی شی جی وا، فریال دهدشتی شاهرخ و ناصر پورپیرار، ص46)

از آسمان، ابرشهر نیویورک، با فرم­های زاویه­دار و نیرومند، به نظر سرد و خاکستری می­آید.


+ نوشته شده در  جمعه 1 دی1391ساعت 13:19  توسط سمانه انزابی زاده  | 

ترکیب¬های منطقی گرم

شما می­ توانید با یک رنگ­ بندی منطقی، فضایی گرم بسازید، در حالی که در ترکیب شما شاخص­ ترین نمونه­ ی رنگ گرم، یعنی قرمز دیده نشود و برعکس، رنگ­ های سردی چون آبی و سبز و خاکستری به نظر گرم­ تر و مطبوع­ تر بیاید. شما گرمی را حتی در دیوارهای چوبی، پرده­ های توری، صندلی­ های کنفی و لوازم شکلاتی رنگ خانه­ ها نیز احساس می­ کنید. بدین ترتیب اهمیت رنگ­ بندی­ های منطقی که با افزودن کمی رنگ قرمز به آبی و سبز و حتی خاکستری پدید می­ آید، به خوبی می­ تواند فضایی در عین گرما، منطقی و بدون جنجال بسازد.(همنشینی رنگ­ ها1، پروفسور هیداکی شی جی وا، فریال دهدشتی شاهرخ و ناصر پورپیرار، ص44)

+ نوشته شده در  جمعه 1 دی1391ساعت 13:17  توسط سمانه انزابی زاده  | 

ترکیب¬های خون¬سرد و طبیعی

در این ترکیب­ ها از رنگ­ های تیره و خاموشی که حالتی از یکنواختی می­ آفریند، استفاده­ ی فراوان می­ شود. در اتاق چای ژاپنی، هیچ پیامی دیده نمی­ شود. رنگ قهوه­ ای چهارچوب در با رنگ کاغذ برنجی و حصیر زیرانداز و دیوارهای سفالی، همه و همه مثل گروهی آدم هم­ فکر به نظر می­ رسد. گویی این مجموعه از رنگ­ ها را برای آن گرد آورده­ اند که شما، نیاز و اهمیت تحرک را درخشندگی را بیشتر درک کنید، همانطور که دیدن رنگ سبز درختان از میان در نیمه باز اتاق، میل به ترک اتاق و قرار گرفتن در فضای باز را بیدار می­ کند. اگر در کنار رنگ سبز درخت، کمی فضای آبی آسمان نیز قرار دهید، آنگاه مثل آن است که شما آرزوهای یک زندانی را برای بدست آوردن آزادی بیان کرده­ اید. در فضای چنین ترکیب رنگ­ هایی، شما به خوبی می­ توانید اهمیت یک رنگ زنده و مهیج را به بیننده منتقل کنید. توجه داشته باشید که میزان استفاده از رنگ­ های زنده و درخشان، بایستی در آن حد باشد که تأثیر محیط طبیعی و خون­سرد اطراف را خنثی نکند.(همنشینی رنگ­ ها1، پروفسور هیداکی شی جی وا، فریال دهدشتی شاهرخ و ناصر پورپیرار، ص42)

+ نوشته شده در  جمعه 1 دی1391ساعت 13:16  توسط سمانه انزابی زاده  | 

ترکیب¬های خون¬گرم و مهیج

در یک ترکیب­ بندی خون­گرم نیز، رنگ­ های متضاد و به ویژه قرمز، همانند ترکیب­ های تهاجمی، نقش اول را بازی می­ کند. ترکیب­ های خون­گرم را می­ توان ترکیب­ های دکوراتیو نیز نامید. در اینگونه ترکیب­ ها، مثل صحنه­ های تئاتر سنتی ژاپنی، گویا شما منتظر یک حرکت و واکنش هستید و هیچ عملی در این فضا، برایتان غیر عادی نیست. این ترکیب مخصوص فضاهای بسته است و استفاده از رنگ­ های غیرمعمول، که در طبیعت معمولا در کنار هم دیده نمی­ شود، مثل قرمز و سبز تیره یا قرمز و قهوه­ ای یا قرمز و خاکستری و یا قرمز و بنفش، القا یک فضای غیرعادی می­ کند که به قصد بالا بردن آمادگی، برای درک یک لحظه­ ی ویژه، آفریده شده است.(همنشینی رنگ­ ها1، پروفسور هیداکی شی جی وا، فریال دهدشتی شاهرخ و ناصر پورپیرار، ص40)

+ نوشته شده در  جمعه 1 دی1391ساعت 13:15  توسط سمانه انزابی زاده  | 

ترکیب¬های آرام

        وقتی شما می­ خواهید توجه را به همه­ ی اطراف یک موضوع بکشانید، بهتر است از ترکیب­ های آرام استفاده کنید. این ترکیب، نقطه­ ی مقابل ترکیب­ های تهاجمی است و بهتر است نام­ آن را، ترکیب­ های منصف و راستگو بگذاریم. در اینگونه ترکیب­ ها، رنگ­ های قوی و تهاجمی یا اصلا بکار نمی­ رود و یا کاربرد اندکی دارد. رنگ­ های سرد، مثل سبز و آبی و فیروزه­ ای و ارغوانی و سایه­ هایی از صورتی و آبی کم­ رنگ، برای این منظور، ایده­ آل است. فضاهای پهناور و خطوط کند و با انحناهای ملایم بر آرامش رنگ­ ها می­ افزاید. چنین چشم­ اندازهایی چون نقاشی­ های«مونه­» هرگز چشم و ذهن را خسته نمی­ کند و تکراری به نظر نمی رسد.(همنشینی رنگ­ ها1، پروفسور هیداکی شی جی وا، فریال دهدشتی شاهرخ و ناصر پورپیرار، ص38)

رنگ ­های مکمل بنفش و زرد، در این مزرعه­ ی جو، احساس هماهنگی و تکامل را بیدار می­ کند.
+ نوشته شده در  جمعه 1 دی1391ساعت 13:14  توسط سمانه انزابی زاده  | 

ترکیب­های تهاجمی

شاید اصطلاح بهتر برای ترکیب­ های تهاجمی ترکیب­ های وقیح باشد. چنین ترکیب­ هایی گویی به ما از درون کاغذ، چشمک می­ زند و یا ما را به چیزی بسیار خصوصی دعوت می­ کند. در اینگونه ترکیب­ ها، قرمز همیشه حرف اول را می­ زند و سپس نارنجی و زرد آن را کامل می کنند. هیچ کاباره­ای نیست مگر اینکه تابلوی دعوت­ کننده­ اش با رنگ قرمز، خاموش و روشن شود. جلوه­ ی رنگ قرمز، حتی رنگ­ هایی مثل بنفش و یا قهوه­ ای را در اطراف خود، محو می­ کند. رنگ قرمز فرمان دهنده است و برجسته­ تر و نزدیک­ تر دیده می­ شود. تأثیری که در چراغ قرمز چهارراه­ هاست، خود به خود در راننده، حالتی از ایست و توقف را دیکته می­ کند. اگر شما بتوانید در کنار قرمز، رنگ­ های زنده­ ی دیگری، همانند ترکیبی که در تصویر است، استفاده کنید، آنگاه هیچ چشمی از توجه به آن، مصون نمی­ ماند.(همنشینی رنگ­ ها1، پروفسور هیداکی شی جی وا، فریال دهدشتی شاهرخ و ناصر پورپیرار، ص36)


تضاد رنگ­های قرمز و آبی این قایق­های مسابقه، در بیننده ایجاد هیجان می­کند.

+ نوشته شده در  جمعه 1 دی1391ساعت 12:57  توسط سمانه انزابی زاده  | 

رنگ­بندی

       وظیفه­ ی رنگ­­ بندی در یک نقاشی، پوستر یا پشت جلد کتاب، القا برخی حالت­ ها یا برداشت­ ها، از طریق رنگ به بیننده است. اینکه شما برای نشان دادن یک حالت بخصوص، باید از چه رنگی مدد بگیرید، حرف اصلی ماست که می­ خواهد با طرح تئوری و نمایش عملی توانایی یا ناتوانایی هر رنگ به شما بگوید که مثلا برای ایجاد شگفتی، هیجان، آرامش و یا برداشت تازگی، کهنگی، جوانی و یا زنانگی چه رنگ­ هایی می­ تواند به شما کمک کند. اما نخست با چند رنگ پر کاربرد آشنا می­ شویم:(همنشینی رنگ­ ها1، پروفسور هیداکی شی جی وا، فریال دهدشتی شاهرخ و ناصر پورپیرار، ص21)
قرمز: قرمز رنگ پرشوری است. رنگ قلب و رنگ زبانه­ های آتش. قرمز نگاه را به خود می­ کشاند و به گردش خون سرعت می­ بخشد. اگر قرمز را با سفید ترکیب کنیم، رنگ صورتی را خواهیم داشت که رنگ احساس و شعر است و اگر با میزان معینی با مشکی مخلوط کنیم، رنگ خرمایی اشرافی ویژه­ ای بدست می­ آید.(همنشینی رنگ­ ها1، پروفسور هیداکی شی جی وا، فریال دهدشتی شاهرخ و ناصر پورپیرار، ص22)
زرد: زرد رنگ اخطار، توجه و نیز شادمانی است. رنگ آفتاب و گل نرگس است. اما درخشندگی بیش از حد آن موجب خستگی می­ شود. اگر دیوار آپارتمانی را با زرد پر­رنگ بپوشانید، فضایی بسیار سنگین بوجود می­ آید. اما اگر آن را تا 50% روشن کنید، لیمویی جذابی بدست می­ آید که روح­ بخش و صبح­ گونه است.(همنشینی رنگ­ ها1، پروفسور هیداکی شی جی وا، فریال دهدشتی شاهرخ و ناصر پورپیرار، ص23)
سبز: سبز رنگ آرامش و روستا، رنگ درختان و چمن­زار است. سبز روشن، بهار و باروری را تداعی می­ کند و سبز پررنگ، زنگار گرفتگی، مالیخولیا و از هوش­ رفتگی را منتقل می­ کند. سبز سیر و نزدیک به یشمی، سکوت عمیق یک جنگل انبوه کاج را به یاد می­ آورد.(همنشینی رنگ­ ها1، پروفسور هیداکی شی جی وا، فریال دهدشتی شاهرخ و ناصر پورپیرار، ص24)
آبی: آبی رنگ آسمان و دریاست و مانند سبز آرام­ بخش است. آبی قدرتمند است و به همین جهت بعد از قرمز قرار می­ گیرد. آبی روشن، جوان و پرانرژی است و به همین دلیل برای تجسم ورزش، مناسب است، اما آبی سیر و آبی سلطنتی، نشانه­ ی وقار و تمول است. آبی، همچنین رنگ نظافت و پاکیزگی است.(همنشینی رنگ­ ها1، پروفسور هیداکی شی جی وا، فریال دهدشتی شاهرخ و ناصر پورپیرار، ص25)
بنفش: بنفش رنگ دل­فریبی است که از دیرباز، رنگ ملکه­ ها بوده است. بنفش در طبیعت کمیاب است و بیشتر رنگ آتلیه و رنگ کارهای هنری است. بنفش رنگ رازگونه­ ای است. در سال­ های اخیر، بنفش ملایم در سالن­ های مد لباس خانم­ ها، فراوان بکار گرفته شده است.(همنشینی رنگ­ ها1، پروفسور هیداکی شی جی وا، فریال دهدشتی شاهرخ و ناصر پورپیرار، ص26)
قهوه­ ای: قهوه­ ای چون خاک غنی و بارور است و افسردگی رنگ­ های پاییزی را منتقل می­ کند. قهوه­ ای روشن، خرمایی و بژ به وسایل و اشیا حالتی روستایی و چوب­ گونه می­ دهد و قهوه­ ای سیر به کار نمایش محصولات چرمی می­ آید. سایه­ های قهوه­ ای بسیار متنوع است و در رنگ پردازی، کاربرد فراوانی دارد.(همنشینی رنگ­ ها1، پروفسور هیداکی شی جی وا، فریال دهدشتی شاهرخ و ناصر پورپیرار، ص27)
سفید: سفید سمبل پاکی، پاک­­دامنی، بی­گناهی و صلح است. همچنین نشانه­ ای است برای مراکز بهداشتی، بیمارستان­ ها و زمستان. سفید رنگی است دوگانه: می­ تواند رنگ یک سرویس بسیار گران­ بهای چینی باشد و یا رنگ ظرف کاغذی یکبار مصرف. قدرت سفید را به عنوان یک رنگ کمکی دست کم نگیرید.(همنشینی رنگ­ ها1، پروفسور هیداکی شی جی وا، فریال دهدشتی شاهرخ و ناصر پورپیرار، ص28)
سیاه: سیاه رنگ شب و عزاست و به جادو و شیطان منتسب می­ شود. ظاهر وزین رنگ سیاه، آن را بین سیاست مداران و هنرپیشه­ ها محبوب کرده است. این رنگ همچنین، با ثروت و زیبایی نیز مرتبط است. مثلا اشیا خانگی کاملا سیاه، اشرافی­ تر به نظر می­ رسد.(همنشینی رنگ­ ها1، پروفسور هیداکی شی جی وا، فریال دهدشتی شاهرخ و ناصر پورپیرار، ص29)
+ نوشته شده در  جمعه 1 دی1391ساعت 12:52  توسط سمانه انزابی زاده  | 

دکتر علی شریعتی

رنگ و انتخاب رنگ­ ها و تشخیص نوانس رنگ­ ها و سازش رنگ­ ها و عاطفه­ ی رنگ­ ها و زبان رنگ­ ها و سخن رنگ­ ها که دنیایی است پر از شگفتی ... و باز شرقی ... که خود، آشنای رنگ­ هاست و آثار هنری و مینیاتورها و کاشی­ ها و پارچه­ ها و ... همه نشان می­ دهد که شرقی آشنای رنگ­ هاست، اما تنها سازش رنگ­ ها را می­ شناسد و هر رنگی را جداگانه و«به خود» نمی­ شناسد و آنگهی در همین سازش آن چه برای روح تمدن امروز حیرت­ آور است و تأسف­ آور، این است که شرق آسمانش زیباترین جلوه­ های طبیعت است و گرچه زمینش و هوایش و کوه­ ها و صحراها و روح و اندیشه­ ی شرق پر از افسانه است و شعر و خیال و عرفان و مذهب و پرستش آفتاب و ... اما در اینجا سخن از رنگ است و عجبا که چرا در نقش­ های هنر شرقی، در آرایه­ های شرقی، ملاک زیبایی یا به اصطلاح axe de beaute آسمان شرق نیست؟ و این نه بدان معناست که شرقی باید در نقش­ هایش همه­ ی رنگ­ های آسمان را تقلید کند، یا سبز آسمان را همه جا بکار برد. نه، بدان معناست که در رنگ­ هایش باید«اشاره­ ای» به آسمان باشد. اینکه در کجا و چگونه می­ توان در رنگ­ ها، رنگ آسمان را بکار برد تا«اشاره» به آسمان را از آن بتوان احساس کرد، خود، فنی است که باید از تمدن امروز آموخت و افسوس که شرقی از آن سخت دور است.

دکتر علی شریعتی(همنشینی رنگ­ ها1، پروفسور هیداکی شی جی وا، فریال دهدشتی شاهرخ و ناصر پورپیرار، ص9)

+ نوشته شده در  جمعه 1 دی1391ساعت 12:45  توسط سمانه انزابی زاده  | 

عکاسی خبری: اشتباه ممنوع!

فتو ژورنالیسم - گفت‌وگو با رضا معطریان

اشاره: سمیرا سلطانی- هارولد لاسول برای رسانه سه نقش اساسی نظارت بر محیط (نقش خبری)، ایجاد و توسعۀ همبستگی‌های اجتماعی (نقش تحلیلی ) و انتقال میراث فرهنگی (نقش آموزشی ) را در نظر گرفته که بعدها چارلز رایت نقش سرگرمی و تفریحی را هم به آن افزوده است. شاید یکی از مبانی اصلی مطالعات رسانه و تحلیل آن همین عبارت باشد. عکس خبری را به عنوان یکی از اجزای اصلی محتوای رسانه‌های چاپی و حتی رسانه‌های نوشتاری جدید می‌توان در همین چارچوب  قرار داد و تحلیل کرد. رضا معطریان عکاس روزنامه‌های شرق، هم میهن و مجله‌های شهروند امروز، ایراندخت و مهرنامه  از سال 68 کار عکاسی را در حوزۀ هنری سازمان تبلیغات اسلامی شروع کرده است. معطریان در گفت‌وگو با مدرسه همشهری به بررسی تأثیر عکس‌های خبری بر مخاطبان، سیاستمداران و تحولات روابط سیاسی بین کشورها پرداخته است. با هم می‌خوانیم.

***

- یکی از کارکردهای رسانه‌ها اطلاع رسانی است. عکس خبری تا چه اندازه می‌تواند به مخاطب  آگاهی سیاسی و اجتماعی بدهد؟

مخاطب خیلی دوست دارد بداند مثلاً یک خواننده ای مثل سهیل نفیسی چه طوری زندگی می‌کند؟ این کار عکاسان و خبرنگاران است که اطلاعات شخصی زندگی او را در اختیار خوانندگان قرار بدهند. حالا اگر بخواهیم دربارۀ سیاست این را بگوییم هم  به همین شکل است. یعنی الآن خیلی‌ها دوست دارند بدانند آقای خاتمی به عنوان یک چهرۀ سیاسی با بچه هایش چه طور رفتار می‌کند؟ ولی این بخش هم در جامعۀ ما خیلی محدود است. نمی توانید خیلی به این حوزه هم وارد شوید. تا چند سال پیش سیاستمداران ما زنانشان را قایم می‌کردند. آن موقع آدم فکر می‌کرد این‌ها آدمهای ایزوله و تنهایی هستند که با کسی زندگی نمی‌کنند. چون هیچ وقت زنان آنها دیده نمی‌شدند. بعد از دورۀ دوم اصلاحات بود که سیاستمدار با زنش در میتینگ سیاسی شرکت می‌کرد.

- علاوه بر آنچه گفتید مخاطب دوست دارد دربارۀ افراد سیاسی بداند مثل رفتار با خانواده  و. . .  عکاسی خبری چه اطلاعات و آگاهیهای دیگری را می‌تواند به مخاطب بدهد؟ آیا می‌تواند باعث تغییر دیدگاه سیاسی مخاطب شود؟

ساختار ذهن یک فرد سیاسی و عملکردش در جامعه در عکس او مستتر است. مثلاً وقتی وارد خانۀ آدمی می‌شوید که پُر از کتاب است -نه این که کتاب به عنوان ویترین بلکه کتاب برای خواندن- تصور شما از این آدم مطمئناً فرق می‌کند. وقتی شما این اطلاعات را به خواننده تان می‌دهید اینها در کردار آن فرد، رفتار سیاسی، اجتماعی و فرهنگی او مستتر است. وقتی شما وارد خانه‌ای می‌شوید که پر از گل مصنوعی است متوجه سلیقۀ او می‌شوید و عکسی که از او گرفته می‌شود به مخاطب دربارۀ ساختار ذهنی او اطلاعات می‌دهد.

وقتی شما پرترۀ محیطی می‌گیرید سلیقۀ آن فرد را به مخاطب نشان می‌دهید. این اطلاعات غیر مستقیم است. زمانی که ما در مطبوعاتی مثل شزق کار می‌کردیم عکس‌های ما برای مردم تفسیر داشت. چون احساس می‌کردند که ما هر عکسی را بیخودی چاپ نمی کنیم. یعنی عکس یک جزئی از روزنامه است که بعضی وقتها از خود مطلب هم مهمتر بود. الآن عکس‌ها تزئینی است. وقتی به جلد مجلات نگاه می‌کنید بیشتر عکس‌هایی از هنرپیشه هاست که مثلاً در استودیو  با نورپردازی خوب و ژست‌های قشنگ گرفته شده است. ولی ما این طوری عکاسی نمی کردیم. مثلاً اگر می‌خواستیم از بنیامین عکس بگیریم او را وسط خیابان می‌نشاندیم و عکس می‌گرفتیم تا چشم کار می‌کرد پشت سر او ماشین بود.   می‌خواستیم بگوییم این؛ الآن آهنگی است که در تمام ماشین‌ها گذاشته شده است و خوانده می‌شود. الآن این اتفاق نمی‌افتد. عکسی که در مطبوعات چاپ می‌شود اطلاعاتی به خواننده نمی دهد. برای این‌که قرار نیست اطلاعاتی به خواننده بدهد. قرار است آن فرد را خوشتیپ‌تر، خوشگل‌تر و جذاب‌تر به مخاطبش معرفی کند. به طور کلی مجلات، مجلات مصرفی هستند، دیگر قرار نیست کسی فکر کند.

- گفتید که مخاطب براساس عکسی که می‌بیند با فضای ذهنی فردی که از او عکس گرفته شده است آشنا می‌شود و نگرشی پیدا می‌کند. آیا عکس خبری می‌تواند علاوه بر ایجاد نگرش منجر به رفتار سیاسی و حتی تغییر رفتار سیاسی مخاطب شود؟

بله.  ببینید ما دو جناح سیاسی معروف در ایران داریم. راست و چپ. این دو جناح هر کدام برای مبارزات انتخاباتی خود جلسه برگزار می‌کنند. من هم آدمی هستم که می‌خواهم رأی بدهم و براساس آنچه در این جلسات می‌گذرد تصمیم بگیرم به کدام جناح رأی بدهم؟ این حرف‌هایی را که در جلسات گفته می‌شود،  شما به عنوان عکاس باید به تصویر دربیاورید. چه طور؟ گفتۀ آن فرد در لباس پوشیدنش مؤثر است . گفتۀ آن فرد در میتینگ و طرفدارانش مؤثر است. در هر دو جناح هم به همین صورت است. شما به عنوان یک مخاطب با نگاه به عکس می‌توانید بفهمید چه کسانی از آنها طرفداری می‌کنند؟و بعد انتخاب کنید. بگویید من این تیپ، این طرز فکر و این نگاه را دوست دارم یا آن تیپ، طرز فکر و نگاه را. این کاری است که عکس انجام می‌دهد. از هر دو طرف هم عکس‌ها چاپ می‌شود.

- اگر کسانی که میتینگ را برگزار کرده اند با تغییراتی مثل دستکاری در  چینش طرفداران بر عکسی که  گرفته می‌شود تأثیر بگذارند به چه صورت مخاطب می‌تواند آگاه شود؟

این اتفاق برای یک بار و دو بار نیست. شما در جامعه ای زندگی می‌کنید که محدود است. در هند یا چین زندگی نمی‌کنید که یک میلیارد جمعیت و 300 استان داشته باشد. جامعۀ ما که این طور نیست، محدود است؛ همه زود از همه چیز مطلع می‌شوند. مخاطب شما متوجه می‌شود که اینجا سانسور شده یا نشده است؟ این اطلاعاتی است که شما می‌دهید و بعد شما هم به عنوان یک روزنامه‌نگار متوجه می‌شوید که این کلک است. چون در وبلاگها و وب سایتهای دیگر هم دربارۀ آن صحبت می‌شود آنها نمی توانند این دستکاری را انجام بدهند. استانداردهای جهانی فرق می‌کند بنابراین در مورد رفتارهای ما وقتی در آن طرف دنیا حرف می‌زنند بر اساس هیچ قاعده ای نمی‌توانند آن را تفسیر بکنند. چون در این جامعه زندگی نکرده اند. ما یک سری قوانین و داشته هایی داریم که در هیچ کتاب و منظومه ای نیامده است. فقط ما آن را می‌فهمیم. فقط ما می‌توانیم از عرض خیابان رد شویم بدون این‌که مشکل داشته باشیم. یعنی من و راننده چون از یک کشور هستیم رفتار همدیگر را می‌فهمیم بدون این‌که هیچ قانون و مقرراتی بین خودمان داشته باشیم. ولی در دنیا اگر بخواهی از خیابان رد بشوی یک سری خط عابر پیاده وجود دارد و یک چراغ سبز که شما از آنجا رد می‌شوید. در غیر این صورت تصادف می‌شود.

- آیا عکاسی خبری می‌تواند با آگاهی دادن به سیاستمدار ،  رفتار او را تصحیح کند؟

 ببینید این بحث‌ها مختص جامعۀ ماست، استادنداردهای جهانی متفاوت است. آنچه ما دربارۀ آن حرف می‌زنیم مربوط به جامعۀ ماست. بحث آموزش سیاستمدار در دنیا قبل از این است که به قدرت برسد. یک سیاستمدار یک شبه به قدرت نمی رسد مگر از طریق کودتا. آن هم باز قاعدتاً بایدبه شکل نظامی و در جریان سیاسی باشد. امادر کشور ما این اتفاق می‌افتد که یک آدمی بدون این حالت‌ها و مقدمات ممکن است یک شبه سیاستمدار شود بدون این‌که دوره‌های مختلف را گذرانده باشد. مثلادوره ای که در مواجهه با خبرنگار داخلی چه طور برخورد کند؟ در مواجهه با انتقادات چه طوری برخورد کند؟ در نتیجه خیلی سلیقگی برخورد می‌کنند و در طول مسیر دوران فعالیت سیاسی این‌ها تصحیح می‌شوند. آموزش از این نظر اتفاق می‌افتد. در جامعۀ ایران،  ما از طریق عکس به سیاستمداران آموزش می‌دهیم و به آنها می‌گوییم که نوع لباس پوشیدنتان بد است. یا رفتار اجتماعی خوبی نداشتید. مثلاً وقتی هیأتی برای مذاکرات به یک کشور غربی رفته بود دو رفتار اشتباه را انجام داد:1- یک آدم سیاسی هیچ وقت در را باز و بسته نمی کند. اما این اتفاق برای هیأت سیاسی ما افتاد  وقتی در ماشین را باز کردند و پیاده شدند خودشان در را بستند. 2- در کشورهای دیگر روبوسی مردان چون جلوه‌ای از همجنس‌بازی دارد حتی در رده‌های سیاسی بالا انجام نمی شود در حالی در فرهنگ ما این طور نیست. وقتی آقای x  خواست مطابق با فرهنگ ایران با مقام غیرایرانی روبوسی کند او صورتش را عقب کشید. اینها نشان دهندۀ چند نکته است. یک زن خارجی وقتی وارد ایران می‌شود برایش توضیح می‌دهند که ایرانی‌ها دست نمی دهند و در دیدار با مقامات بالا نباید دست بدهد در حالی که در همه جای دنیا این رسم است.  مشاوران رسانه ای آنها این توضیحات را به آنها می‌دهند. اما در ایران این طوری نیست. مشاوران این اطلاعات را به سیاستمداران نمی دهند و فرد در مواجهه با عمل انجام شده قرار می‌گیرد. یا یک مثال دیگر این‌که چون در اسلام نوشیدنی‌های الکلی حرام است،  سیاستمداران خارجی باید بدانند که وقتی ضیافتی به افتخار سیاستمداران ایرانی برگزار می‌کنند نباید در آن از این قبیل نوشیدنی سرو شود. این اتفاق در آنجا به صورت سیستماتیک می‌افتد ولی در ایران این طوری است که گاهی انجام می‌شود گاهی انجام نمی شود. در نتیجه عکاسی خبری می‌تواند به سیاستمداران آموزش بدهد.

- در واقع عکاسی خبری نقشی را دارد که یک مشاور باید داشته باشد.

دقیقاً. بعضی وقتها ما  از مشاوران رسانه ای  غافل هستیم. اینها آدمهایی بسیار باهوش هستند. بسیار  دقیق و نکته بین هستند و می‌توانند شما را در مواجهه با اتفاقاتی که در آینده می‌افتد توجیه  کنند. این اتفاق در آن طرف می‌افتد حتی قبل از این‌که کسی سمتی را بگیرد این دوره ها را می‌گذراند. آقایy  که کاندیدای نمایندگی مجلس بود وقتی از عرض خیابان رد شد عکاسان عکس گرفتند که از خط عابر پیاده رد می‌شود ولی چراغ برای او قرمز است. این یک گاف است برای کسی که می‌خواهد بر صندلی پارلمان و مجلس قانون‌گذاری تکیه کند. یعنی خودت به قوانین احترام نمی‌گذاری.

ما در دورانی که در روزنامه ها بودیم این نوع عکس‌ها را چاپ می‌کردیم و فردا تصحیح می‌شد. برای مثال شما در تمام عکس‌هایی که از رئیس جمهورهای سایر کشورها می‌بینید محافظان را نمی بینید. شما برای این‌که بگویید از جنس مردم هستید؛ برای این‌که بگویید امنیت وجود دارد؛ برای این‌که بگویید تهدیدی نیست ؛نباید محافظ در نزدیک خود داشته باشید. در ایران همیشه سه چهار محافظ می‌بینید و در لبنان شما اصلاً فرد اصلی را نمی بینید. چون اطراف او پر از محافظ است. این آموزش در خارج از کشور بر عهدۀ مطبوعات نیست. در مطبوعات آنجا پاپاراتزیها هستند که نقطۀ ضعف را پیدا می‌کنند. آنها کسانی هستند که روی ستاره‌های سیاست، سینما، موسیقی و ورزش تمرکز می‌کنند و سعی می‌کنند اطلاعات شخصی این آدمها را به رخ بکشند. البته این ستاره ها هم در مواجهه با پاپاراتزیها یک سری کلاسها و دوره ها را می‌گذرانند که چه طور با آنها روبه رو شوند.

- پس حتی برای مواجهه با پاپاراتزیها هم آموزش دیده‌اند؟

بله. چون آنجا طبق قوانین شما می‌توانید عکس بگیرید. مثلاً اگر بازیکنی مست کرده است و با ماشین با سرعت غیرمجاز رد می‌شود عکاس می‌تواند عکس او را بگیرد و چاپ کند. سیستم‌های قضایی آنجا هم با آن آدم برخورد کنند. ولی در ایران چه کار می‌کنند؟ اگر چنین عکسی چاپ شود اول به کتک کاری می‌انجامد  چون قانونمند نیست .  دوم این‌که اصلاً این عکس چاپ نمی شود.

کسی که ستاره می‌شود باید خیلی مراقب خودش باشد خوشبختانه در جامعۀ ما این وظیفه به خود مردم محول شده است. یعنی پاپاراتزیها در ایران مردم هستند. فیلم‌هایی که از افراد ستاره می‌گیرند و در شبکه‌های اجتماعی قرار می‌دهند در واقع همان کار را انجام می‌دهند. مثلاً اگر یک ستارۀ سینما در دبی مشروب می‌خورد و دعوا می‌کند فیلمش می‌آید. این فیلم را یک آدم حرفه‌ای نگرفته است، این کار هم به نوعی آموزش است.

- به نظر شما این‌که در جامعۀ ایران مردم نقش پاپاراتزیها را بر عهده گرفته اند خوب است؟چون به هر حال وقتی یک عکاس پاپاراتزی این کار را انجام می‌دهد آموزش مناسب را هم دریافت کرده است ولی محول کردن این نقش به مردم بدون آموزش مناسب ممکن است مشکل ساز شود.

وقتی کانالهای اطلاع رسانی یک جامعه مسدود شود افراد شهروند-خبرنگار آن رشد می‌کند. الآن مردم کمتر روزنامه می‌خوانند چون خبری را که به دنبالش هستند در روزنامه پیدا نمی کنند ولی سایتهای خبری را چک می‌کنند. کسی که اهل خواندن باشد مطلبی را که می‌خواهد پیدا می‌کند. وقتی اتفاقات اجتماعی در یک جامعه رخ می‌دهد دیده می‌شود که خبرنگاران و عکاسان نمی توانند آنجا باشند ولی عکس‌ها و فیلم‌ها مخابره می‌شود. این مسئولیت و نظارت اجتماعی به عهدۀ مردم است و طرف مقابل هم مجبور است رعایت بکند. یعنی اگر شما به عنوان افسر ادارۀ راهنمایی و رانندگی دارید رانندگی می‌کنید ، کمربند نداشته باشید و کسی از شما عکس بگیرد این برای شما بد می‌شود. یک عکاس حرفه‌ای می‌تواند این کار را انجام بدهد. پاپاراتزیها این کار را انجام می‌دهند. اگر بخواهید در این زمینه تحقیق کنید آدمهای خیلی خیلی باهوشی هستند. آدم‌هایی که به نوعی به تبهکاران نزدیک هستند چون می‌توانند نقشه بکشند و آدمی را غافلگیر بکنند برای این‌که بتوانند عکس بگیرند. یعنی اگر کسی در رادیو دربارۀ این صحبت می‌کند که سیگار نکشید؛ بعد عکسی از او گرفته شود که خودش سیگار می‌کشد این آدم نابود است. ولی در جامعۀ ما این اتفاق نمی افتد.

- دربارۀ آگاهی‌هایی که عکاسی خبری می‌تواند ایجاد کند صحبت کردیم و این که  آگاهی‌ها می‌تواند منجر به تغییر رفتار سیاسی مخاطب هم بشود و تأثیرگذار باشد، آیا عکاسی خبری می‌تواند نقشی در تغییر روابط سیاسی بین کشورها و یا روابط بین سیاستمداران داشته باشد؟

 اتفاقی که در نادر موارد می‌تواند بیافتد این است که شما می‌توانید از یک سیاستمدار با یک رفتار غلط عکس بگیرید. مثلاً اگر از یک سیاستمدار ایرانی در حالی که دارد کوکاکولا می‌خورد عکس بگیرید. وقتی عکاس درست آموزش ندیده باشد ممکن است اشتباه کند. در دنیا این آموزشها به افراد داده شده است. یک سیاستمدار می‌داند چه وقت‌هایی عکاس مجاز است عکس بگیرد و چه وقت‌هایی مجاز نیست. یک عکاس آموزش ندیده  ممکن است کار اشتباه در روابط سیاسی انجام بدهد و سیاستمدار می‌تواند به او کمک کند. در دنیا متوجه این موضوع هستند. مثلاً اگر جنازه‌ای افتاده باشد و اوباما از کنارش رد شود کار اوباما تمام است. آنها هیچ وقت اوباما را در مقابل این داستان قرار نمی‌دهند. مشاوران سیاسی و رسانه‌ای این کار را انجام می‌دهند و از آن طرف هم رسانه‌ها می‌دانند که باید از چه چیزی عکس بگیرند. یعنی خط قرمزها کاملاً مشخص است. همه چیز مثل همان موضوع رد شدن از خیابان است. اوباما عکسی دارد که پایش را روی میز  انداخته و کف کفشش سوراخ است. عکاس این عکس را گرفته است. این موضوع برای اوباما یک سوتی است. یا اوباما را در حالی می‌بینیم که با گوشی‌اش در حال گیم بازی کردن است، می‌دانید اوباما برای این‌که تمرکز پیدا کند فقط گیم بازی می‌کرد. این حالت را یک خبرنگار عکس می‌گیرد و بعد از او آن عکس را می‌گیرند که در زمان حضور مردم نباید این کار را انجام بدهد.

مثلاً عکسی که من از خانۀ ملت گرفتم که نماینده‌ای جوراب به پا نداشت.  و بعد از آن من هرجایی می‌رفتم می‌دیدم که حواسشان به جوراب پایشان است. ببینید خیلی چیزهاست که سیاستمداران ما آن را لحاظ نمی‌کنند چون سیاستمداران ما آموزش برای حضور در رسانه‌ها ندیده اند. مثلاً همۀ آنها تیک‌های رفتاری دارند، که اگر در آن حالت از آنها عکس گرفته شود برای آنها خوب نیست. در دنیا این آموزشها را به آنها می‌دهند که تیک رفتاری نداشته باشند. مثلاً به او می‌گویند نگاهت به دوربین باشد یا لبخند بزن.

اما در جامعه ما چون تغییرات در جایگاه مسئولان زیاد است. در واقع شما آزمون و خطا می‌کنید. چون در جامعۀ ما روزنامه نگار و  سیاستمدار هیچ کدام براساس یک  سیستم مشخص بالا نیامده اند خطوط قرمز را  هم نمی دانند.

- یعنی هیچ کدام آموزش سیستماتیک ندیده اند که به چه صورت باید عمل کنند و مراحلی را برای رسیدن به جایی که هستند طی نمی کنند.

بله؛ چیزی که ما در دانشگاه می‌خوانیم اصلاً ربطی به کار ما در مطبوعات پیدا نمی کند. یعنی به شما فن را یاد می‌دهند ولی وقتی وارد دفتر روزنامه می‌شوید تازه متوجه می‌شوید که هر چه  چهارسال گذشته خوانده اید باید دور بریزید مثلاً من باید سلیقۀ سردبیرم را بدانم. سردبیر کیست؟ فامیل یک آدم سیاسی است که یک شبه به روزنامه آمده و روزنامه‌نگار نیست. در نتیجه می‌خواهم بگویم ما هیچ کدام نمی‌دانیم که داستان چیست؟ چون چشم انداز وجود ندارد. نمی‌دانیم خط قرمز کجاست. مثل آدمهایی هستیم که چراغ قوه را به آسمان گرفته ایم. ما چیزی نمی بینیم. تلاش می‌کنیم ولی چیزی نمی بینیم. چراغ قوه را به آسمان گرفتن کار بیهوده است. برای همین است که وقتی در جامعه نگاه می‌کنیم همه چیز یک شِبه است:شبه مطبوعات ،  شبه سیاستمدار،  شبه دموکراسی، شبه آموزش و شبه دانشگاه.

- اگر بخواهیم تأثیر عکس را در خارج از ایران و دربارۀ روابط سیاسی بین کشورها بررسی کنیم تا چه حد عکاسی خبری می‌تواند بر این مسائل تأثیرگذار باشد؟

ببینید جنگ ویتنام با یک عکس تمام شد. عکسی از یک ژنرال که به سمت یک ویت کنگ  دست بسته  شلیک می‌کند . این عکس باعث شد تحولاتی در جامعۀ آمریکا شکل بگیرد تا این جنگ  سرانجام به اتمام برسد. کشتن در مقابل دوربین خیلی کار سختی است و در دنیا تأثیرگذار است.  خیلی از این نوع عکس‌ها می‌تواند روابط سیاسی بین کشورها را تغییر بدهد و خیلی وقت‌ها می‌تواند بین کشورها آشتی ایجاد می‌کند. برایتان مثال می‌زنم. از آنگلا مرکل عکسی در مطبوعات انگلستان چاپ شده بود که تقریباً برهنه بود و به هر حال فضای خوبی نداشت. روابط انگلیس و آلمان در یک مقطعی خیلی به هم ریخت. مطبوعاتشان خیلی به هم جواب دادند. مثلاً مطبوعات آلمان می‌گفتند نباید عکس صدراعظم ما را این طوری چاپ می‌کردید. یا جای دیگری دوباره از مرکل عکس گرفته شده است که در یک سالن اپراست و لباس نسبتاً بازی پوشیده است و عکاس از او عکس گرفته است. این موضوع برای یک سیاستمدار در غرب هم خوب نیست. این عکس را در آلمان چاپ کردند و جناح مخالف به شدت در مقابل این عکس موضع‌گیری کردند. یا برعکس هم ممکن است اتفاق بیفتد. عکسی از  خانم و آقای کلینتون در کنار دریا گرفته شده بود و همدیگر را در آغوش گرفته بودند. این عکس زمانی چاپ شد که آقای کلینتون به خیانت متهم شده بود و به  نفع او بود چون علاقه اش را به زنش نشان می‌داد . به این دلیل که تصویر یعنی سند و سند یعنی درست از دید مردم.

- در مورد روابط ایران و سایر کشورها عکسی بوده است که در جهت مثبت و منفی شدن روابط تأثیر گذار باشد؟

بین ایران و عربستان عکس‌هایی از حج خونین چاپ شد.  عکسی بود که زائران ایرانی را از بالای پُل به پایین پرتاب می‌کردند. و وقتی این عکس چاپ شد در ایران مردم و مسئولان نسبت به اتفاقاتی که افتاده بود اعتراض کردند و چون این عکس سند بود،  نزدیک به یک دهه روابط بین دو کشور تیره و تار بود.

- وقتی فضای سیاسی یک جامعه بسته شود عکس خبری چه قدر می‌تواند فضای سیاسی را باز و در جهت تغییر و بهبود فضا به جامعه کمک کند؟

 در جامعۀ ما کاربرد عکس خیلی بالاتر از سطح کشورهای دیگر است. چون شناخت دقیقی از عکس وجود ندارد ما خیلی از حرفهایمان را با تصویر می‌زنیم. دربارۀ مطبوعات ایران این مسئله می‌تواند اتفاق بیافتد. مثلاً عکسی از عبدالله نوری گرفته شد که بازتاب نرده ها روی شیشۀ ماشین افتاده بود و او به ماشین نگاه می‌کرد وقتی می‌خواستند او را به زندان ببرند .  این عکس زمانی که چاپ شد همه فهمیدند عبدالله نوری زندانی می‌شود. اما در دوره‌های اخیر به این شکل نیست. به طور کلی اهمیت عکاسی خیلی پایین آمده است. به این دلیل که درک درستی از عکس نداریم.

- اینجا تناقض‌هایی به وجود می‌آید شما از یک طرف گفتید که ایرانیها با تصویر نمی توانند ارتباط برقرار کنند چون آدمهای اهل کلام هستند. از آن طرف گفتید که عکس در مطبوعات ایران می‌تواند فضای سیاسی را باز کند در حالی که الآن می‌گویید اهمیت عکاسی کم شده است. چه طور می‌شود اینها را در کنار هم قرار داد؟

ببینید به نظر من سیر اهمیت عکاسی الآن قطع شده است. برای مثال می‌گویم قبل از انقلاب اسلامی، تصویر در مطبوعات بار کمتری داشته است وقتی به دورۀ روزنامه همشهری می‌رسیم تصویر رنگی می‌شود یعنی برایشان مهم بوده است که تصاویر رنگی بشود. جنس عکس برایشان مهم نبوده ولی رنگی بودن برایشان مهم بوده است. در دورۀ آقای خاتمی مطبوعات به عکس هویت دیگری دادند. عکاس مثل یک روزنامه نگار بود. عکاسان اعتبار داشتند. وقتی عکس چاپ می‌شد مردم می‌فهمیدند و ما عکاس‌ها از جنس مردم حرف زده بودیم.

- پس نمی توانیم بگوییم از اهمیت عکاسی کم شده است، مردم که همان مردم هستند.

ببینید می‌گویم اهمیت عکاسی کم شده است به این دلیل است که شما چیزی نمی بینید. عکاسان الآن می‌روند تکنیکال عکس می‌گیرند. مردم در آن زمان متوجه معنی عکس می‌شدند. مخاطب ما صدهزارنفر از این هفتاد میلیون جمعیت بود. این صدهزار نفر می‌فهمیدند ما چه می‌گوییم. ولی وقتی دربارۀ ارتباط برقرار کردن مردم با تصویر حرف می‌زنم منظورم هفتاد میلیون است.

- شاید باید کلمۀ دیگری به جای "اهمیت" برای این اتفاق پیدا کنیم؟

نه؛ اهمیت عکس کم شده است برای این‌که دیگر چاپ نمی شود. عکس خوب باید با تیراژ خوب،  صفحه بندی خوب و... چاپ شود. عکس خوبی که گرفته شود ولی چاپ نشود فایده ندارد. الآن این نوع عکس‌ها دیده نمی شود.

.................................................................

* پاپاراتزو (که جمع آن پاپاراتزی است) واژه ای ایتالیایی و نام یکی از شخصیت‌های فیلم زندگی شیرین (1959) ساخت فدریکو فلینی است. رابرت هندریکسون می‌نویسد، فلینی این واژه را از یکی از لهجه‌های زبان ایتالیایی گرفته است که در آن به پشۀ پر سر و صدا گفته می‌شود. الهام بخش فلینی برای گزینش این شخصیت، عکاس دوره گرد ایتالیایی تازیو سکیارولی (1925-1998) بود. این واژه یعدها وارد زبان‌های دیگر هم شد.
نشانه و تفاوت میان عکاسان پاپاراتزو که از افراد مشهور عکس می‌گیرند و فتوژورنالیست‌ها که با خبر سر و کار دارند در این است که ابزار کار هر دو گروه یکی است. حتی گاهی عکس‌های هر دو در یک نشریه چاپ می‌شود. کار آنان در ظاهر شبیه به هم است،  اما هدفشان کاملاً متفاوت است. فتوژورنالیستها می‌خواهند به مردم آگاهی بدهند. پاپاراتزو عکس می‌گیرد که دیگران را سرگرم کند یا به کنجکاوی دیگران در مورد مسائل خصوصی افراد مشهور مثل بازیگران سینما،  پاسخ گوید.
(کوبر، کنت. فتوژورنالیسم. ترجمۀ اسماعیل عباسی. جلد اول. تهران:دفتر مطالعات و توسعۀ رسانه ها ،  چاپ اول، 1387 ،  صص292- 293 .)

+ نوشته شده در  پنجشنبه 11 خرداد1391ساعت 3:32  توسط سمانه انزابی زاده  | 

عکاسی دیجیتال

14.00 عکاسی دیجیتال به فرآیند ثبت تصاویر به وسیلهٔ دریافت و ثبت نور برروی سطح حساس به نور سنسور الکترونیکی گفته می‌شود. الگوهای نوری بازتابیده شده یا ساطع شده از اشیاء بر روی سطح حساس به نور سنسور تأثیر می‌گذارد و باعث ثبت تصاویر می‌گردد.

آسانی نسبی استفاده، سرعت بالای بازدید، انتقال و چاپ و نیز در بسیاری از موارد، کیفیت برتر، تعدادی از ویژگی‌های متمایزکنندهٔ عکاسی دیجیتال هستند. 

نحوهٔ عملکرد الگوی بایر.

در عکاسی دیجیتال، سنسور (حسگر) وظیفهٔ ثبت تصویر را برعهده دارد و هیچکدام از سنسورها بصورت مستقیم قادر به شناسایی رنگ‌ها نیستند و فقط می‌توانند شدت روشنایی نور را ثبت کنند. هر سنسور از میلیون‌ها سنسور ریز حساس به نور تشکیل شده و هرکدام از این حسگرهای ریز قالباً یک پیکسل از عکس نهایی را ثبت می‌کند. سازندگان این سنسورها با قرار دادن فیلترهای سرخ، سبز و آبی (رنگ‌های اولیه) روی تک تک آنها با استفاده از الگوهایی مانند الگوی بایر می‌توانند به پردازشگرهای دوربین قابلیت آن را بدهند که با کمک الگوریتم‌های درون‌یابی (اینترپولیشن) و مقایسه ارقام ثبت شده توسط ریز سنسورهای مجاور، رنگ واقعی هر پیکسل را حدس بزنند. دوربین‌هایی که قابلیت ذخیرهٔ عکس را بصورت خام دارا هستند، اجازه می‌دهند که این بخش نهایی شناسایی رنگ‌ها روی رایانه شخصی انجام شود و این به کاربران اجازه می‌دهد که آزادی بیشتری در ویرایش عکس نهایی داشته باشند.

یکی از خصوصیاتی که در بازاریابی دوربین‌های دیجیتال بر آن تاکید می‌شود تعداد کل پیکسل‌های یک دوربین است. این رقم که با واحد مگاپیکسل یا میلیون پیکسل شمارش می‌شود، از راه ضرب تعداد پیکسل‌های افقی و عمودی یک سنسور محاسبه می‌شود.

برای مثال، دوربینی که حسگری دارای ۳هزار پیکسل افقی و ۲هزار پیکسل عمودی باشد، یک دوربین ۶ مگاپیکسلی خواهد بود. با وجود آنکه این رقم در برخی موارد می‌تواند شاخص خوبی برای مقایسه کیفیت تصویر دوربین‌های دیجیتال باشد، این رقم در اکثر موارد می‌تواند گمراه کننده نیز باشد. کیفیت نهایی یک تصویر دیجیتال موثر از متغیرهای بیشتری مانند نوع سنسور، مساحت سنسور، اندازه لنزهای ریز روی هر پیکسل و قدرت تمرکز لنز می‌باشد.

هیستوگرام

نوشتار اصلی: هیستوگرام

هیستوگرام (بافت‌نگار) به نموداری گفته می‌شود که فراوانی عناصری که در محور افقی آن قرار دارند را در محور عمودی نشان می‌دهد. هیستوگرام عکس، شدت نور را، از کمترین مقدار تا بیشترین مقدار، در محور افقی و تعداد پیکسل‌های هرکدام از آن‌ها را در محور عمودی نشان می‌دهد.

توجه به هیستوگرام، راه بسیار خوبی برای کنترل نوردهی دوربین و تصویر بوجود آمده‌است.

بافت‌نگار به عنوان یک عملگر کاربردی مصطلح است و یکی از ابزارهای مفید و کارآمد در دوربین‌های عکاسی دیجیتال به شمار می‌رود.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 11 خرداد1391ساعت 3:31  توسط سمانه انزابی زاده  | 

عکاسی زیر آب

14.00

عکاسی زیر آب در سال‌های اخیر همراه با تجهیزاتش پیشرفت چشمگیری کرده است. از جمله تجهزاتی که برای عکاسان حرفه‌ای و آماتور فراهم شده است، استفاده از یک پوشش پلاستکی برای دوربین است. با وجود این محفظه، عکاسان امکان آن را پیدا کردند تا دوربین‌های خود را زیر آب ببرند. البته تمام تجهیزات عکاسی زیر آب بسته به کیفیت با قیمت‌های مختلف عرضه می‌شوند.

کنترل حرکت در عکاسی زیر آب بسیارمهم است. سوژه‌ها ممکن است روی سطح زمین حرکت کنند اما در زیر آب همه چیز در حال جنبش است. سوژه، زمینه و حتی خود شما که با هر جریان آبی تغییر جا می‌دهید.

از همه مهمتر ، شکست نور در آب می باشد ، سوژه‌ها در زیر آب بسیار کوچک‌تر از سطح زمین توسط دوربین ثبت می‌شوند. عکاسان آماتور همیشه از دیدن عکس ماهی بزرگی که در زیر آب تصویر برداری کرده‌اند متعجب می‌شوند.

به طور کلی عکاسی زیر آب به شدت به ابزار و تجهیزات وابسته است. به خاطر داشته باشید برای تهیه یک عکس خوب در زیر آب، دانستن فنون و تکنیک کافی نیست. شما تقریبا باید یه غواص باشید !

يك دوربين ديجيتال Waterproof را لزوماً نمي توان در هر شرايطي استفاده كرد. مانند هر وسيله ضد آبي يك دوربين ديجيتال ضد آب هم ميزان رطوبت مشخص در شرايط مشخصي را مي تواند تحمل كند. مثلاً ممكن است دوربين ضد آب شما نسبت به پاشش آب در زاويه اي خاص حساس باشد يا اگر آب با فشار به صورت جت به دوربين بپاشد آب يه داخل آن نفوذ كند يا دوربين شما تا فقط تا عمق معيني در زير آب مقاوم باشد (معمولاً عمق 3 تا 6 متري) چون هر چه عمق بيشتر مي شود فشار آب بيشتر مي شود و قدرت نفوذ آن بيشتر مي شود.

IS;image stabilizer

کانن یک سری لنزهای واقعا منحصر به فرد ارائه کرده است که همگی مجهز به سیستم ثابت کننده تصویر هستند ، عملکردی که تار شدن تصویر را در عکاسی با دست(که ناشی از حرکت های دوربین است) به طور چشمگیری کاهش می دهد.برای بدست آوردن یک عکس واضح در عکاسی با دست (بدون پایه) ، رایج ترین روش بالابردن سرعت شاتر است که در استفاده از لنزهای متفاوت متغیر است.(مثلا با تله 200 میلی متری نیاز به سرعت شاتر 1/250 ثانیه استتا وقتی که عکاسی شما در نورکافی (مثلا محیط بیرون)انجام می گیرد ، این موضوع قابل تحمل است ، ولی در عکاسی های داخلی و محیط های با نور کم یا حتی در شامگاهان و بامدادان ، لرزش های دوربین اثر شدیدی روی تصویر می گذارد.فاصله کانونی بیشتر نیز، همانطور که تصویر را بزرگتر می کند لرزش ها را نیز شدید تر می کند.

برای حل این مشکل ، کانون اولین سری لنزهای دارای ثابت کننده تصویر(جاسازی شده در داخل لنز) را در جهان عرضه کرد.این سیستم با گرفتن سیگنال های خیلی ریز الکترونیکی از حس گرهای ویژه ژیروسکوپی (که به تغییر تراز حساسیت دارند) دستوری به گروه عدسی های ثابت کننده تصویر می دهد که حرکتی در جهات مختلف انجام دهند و با این کار مانع از تغییر نقطه تصویر تشکیل شده توسط پرتو نوری که از داخل آنها می گذرد ، بشوند.تستهای عملی نشان داده است که با این سیستم می شود سرعت شاتر را تا 2 گام نیز پائین آورد.

در بسیاری از موقعیت ها که عکاسان اجازه استفاده از فلاش یا سه پایه را ندارند،(مثل سالن های موسیقی یا موزه های هنری) لنزهای IS کانون ، گذرنامه ورود آنها به دنیای تصاویر واضح خواهد بود!

DO;difractive optics

یک توضیح مختصر کافی است تا با تکنولوژی جدید لنزهای کانون - عدسی های نورشکن - آشنا شوید.عدسی های شیشه ای به طور کلی دارای ضریب شکست نور هستند.کانون از عدسی های چند لایه ای استفاده می کند تا این شکست نور را که باعث می شد شما در نقاطی از تصویر ، بتوانید طیف های نور را همانند آنچه از منشور گذشته است تشخیص دهید ، اصلاح کند.این اصلاح به وسیله یک لایه نرده ای مانند در وسط عدسی ، با تغییر جهت نورهای دارای طول موج مختلف انجام می گیرد.
اصلاحی که توسط لنزهای چند لایه ای کانون انجام میگیرد ، عملا خطاهای رنگی را کاهش داده و تصویر بهتری را ارائه می دهد.اینکه چرا کانون اصول امتحان شده و حقیقی فیزیک نور را تغییر می دهد ، سئوالی است که پاسخ آن اینجاست ؛ در چرخه طراحی و تولید ، این کار به شما اجازه می دهد لنز هائی کوتاه تر و سبک از لنز هایی که با عدسی های معمولی رایج ساخته می شوند بیافرینید!
با استفاده از همین عدسی هاست که لنز کانون 400mm f/4 DO IS USM تقریبا 27% کوتاه تر و 36% سبک تر از همان لنز ساخته شده با استفاده از عدسی های رایج می شود.کیفیت عکس هایی که با لنزهای DO کانون گرفته می شود ، کاملا قابل قیاس با لنزهای سری L است که کیفیت بالائی ارائه داده است.در عکاسی از نقاط شدیدا نورانی ، به خاطر شخصیت فیریکی لنزهای DO این احتمال وجود دارد که هاله دایره مانندی در اطراف نقطه نورانی تشکیل شود.

Aspherical 

نیکون 3 تیپ لنز آسفریکال استفاده می کند که خفگی تصویر و سایر اشکالات لنزها را (حتی در بازترین دهانه دیافراگم)کاهش می دهد.همچنین در اصلاح اعوجاج (درلنزهای واید)و سبک تر شدن و خوش دست تر شدن طراحی بدنه لنز موثراست.دقت در نصب عدسی ها و تولید کامل عدسی زیر پوشش های کاملا بسته جزو استانداردهای تولید این لنزها هستند.

عدسی های دوقلوی نیکون ، عدسی هائی هستند که یک پلاستیک شفاف در وسط شیشه تزریق شده و با یک طراحی منحصر به فرد و تکنیک مخصوص ، داخل فلز قرار گرفته اند.نیکون ماشین آلات تولید این عدسی ها را هم می سازد.

Close-Rang Correction

سیستم اصلاح تصویر در عکس برداری از نزدیک ، یکی از ابداعات مهم نیکون است تا بهترین کیفیت را در وضوح یابی از فاصله نزدیک ارائه دهد و همچنین دامنه فوکوس را کاهش دهد.در CRC گروه های عدسی در داخل مجموعه لنز کمابیش در حالتی شناور قرار می گیرند و هر گروه مستقل از گروه دیگر حرکت می کند تا به بهترین وضوح برسد.در لنزهای واید نیکون از این سیستم استفاده می شود.

Extra-Low dispersion glass

عدسی های کم افتراق و فوق کم افتراق نیکون ، کمک بسیار شایانی به اصلاح اختلالات رنگی و کاستی های نور(که گاهی به خاطر طول موجهای مختلف نور که مانع از تشکیل دقیق تصویر در یک نقطه می شوند ، پیش می آید) میکند.نوع دیگری از ترکیب شیمیائی بلورهای شیشه برای اصلاح این مشکلات در لنزهای تله به کار رفته بود که جنس شکننده و حساسی در مقابل تغییرات حرارتی داشت.بنابراین نیکون با اختراع عدسی های ED به تمام خواص لنزهای فوق دست یافت ، بدون اینکه اشکالات ساختمان آن را داشته باشد.

عدسی های ED در حال حاضر یک جزء ضروری در لنزهای نیکون هستند و کاملا کمک می کنند تا تصاویر واضح و با کنتراست مناسب ثبت شوند ، حتی در بازترین دیافراگم !

Meniscus Protection Glass

عدسی اول لنزهای تله فوتو که دهانه با قطر بزرگی دارند ، در معرض آسیب قرار دارند.لنزهائی هم که محافظ شیشه ای مسطح دارند گاهی در تصویرهایشان اختلالاتی ایجاد می شود(Ghosting)، مخصوصا در نورهای شدید ، که علت آن برگشت نور از سطح فیلم یا سنسور به داخل لنز است.با عدسی های منحنی و هلالی نیکون (درداخل لنز)این بازگشت مجدد به حداقل میرسد و تصویری کاملا واضح و بدون شبح (!) به شما ارائه می دهد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 11 خرداد1391ساعت 3:30  توسط سمانه انزابی زاده  | 

عکاسی نجومی - فنون کار ستاره شناسان

مقدمه

ابزار و فنون کار ستاره شناسان امروز با دهه 1950 بسیار متفاوت است. مثلا شکل تلسکوپ به شدت تغییر کرده ، علاوه بر زمین ، اکنون در مدار زمین و یا در حال حرکت بسوی سیارات دیگر یافت می‌شوند. و اگرچه هنوز تلسکوپها نور ستارگان را جمع می‌کنند، ولی اکنون سایر اشکال تشعشع نظیر امواج رادیویی ، تشعشع مادون قرمز و اشعه ایکس نیز بطور منظم ثبت و تحلیل می‌شود.
دو اختراع بزرگ قرن 19 و 20 یعنی عکاسی و رایانه بخدمت ستاره شناسان در آمده ، پیدایش ستاره شناسی نامرئی در دهه 1940 درک ما را از جهان بیشتر نموده است. دوربینها از هنگام اختراع در اواسط قرن نوزدهم رو به آسمان گرفته شده‌اند. اولین عکس ماه در سال 1830 و لکه‌های خورشیدی در سال 1845 گرفته شد. خیلی زود ستاره شناسان دریافتند که جزئیات نامرئی برای چشم غیر مسلح در عکسها نمایان می‌شود، زیرا زمان درازتر تابش نور به دوربین به منزله آن بود که نسبت به چشم ، نور بیشتری در دوربین جمع می‌شود.

شیوه‌های الکترونیکی:

اگرچه هنوز از صفحات عکاسی استفاده می شود، ولی از نیمه دهه 1970 ستاره شناسان از یابنده‌های الکترونیک موسوم به وسایل شارژدار برای گرفتن عکس بیشتر استفاده می‌کنند. این وسایل تصاویر را بر روی یک تراشه الکترونیکی ثبت می‌کنند و آن نیز اطلاعات را به رایانه می‌دهد و در نتیجه عکس حاصله دقیقتر از عکس صفحه عکاسی است. عکس حاصله بر صفحه رایانه به نمایش در می‌آید و می‌توان آن را تجزیه و تحلیل کرد.

کشف تشعشع نامرئی:

اجرام سماوی در فضا تشعشعی را منتشر می‌کنند که برای چشم ما مرئی نیست، ولی می‌تواند به ما در درک جهان کمک کند. نخستین بار در سال 1800 تشعشع مادون قرمز خورشید کشف شد ولی ستاره شناسی با اشعه مادون قرمز تا دهه 1960 آغاز نشد. اولین کاربرد ستاره شناسی رادیویی در سال 1932 صورت گرفت. کارل یانسک مهندس رادیو در آمریکا جریانی از امواج رادیویی منتشره از صورت فلکی قوس را کشف کرد و اولین اشعه‌های ایکس آسمانی در سال 1948 ثبت شدند. از دهه 1940 ، ستاره شناسان بطور منظم به جمع آوری و تجزیه اشکال مختلف تشعشع نامرئی پرداخته‌اند.

عکسبرداری نجومی:

نخستین عکسهای تاریخ بشری با دوربینهایی گرفته شده که جعبه چوبی ساده‌ای بیش نبوده‌اند. صفحات عکاسی از چنان حساسیت کمی برخوردار بودند که هر بار نور دهی در روز روشن چند دقیقه طول می‌کشید. عکسبرداری آسانتر از آن است که تصور می‌کنید، با امکانات کم و بی آنکه به مهارت فوق العاده‌ای در فن عکاسی نیاز باشد، می‌توان زیباترین عکسها را از آسمان گرفت. با امکانات ساده‌ای شامل یک دوربین عکاسی 35 میلیمتری و عدسی (لنز) مناسب ، فیلم با حساسیت مطلوب ، سه پایه محکم و یک دکلانشور ، این نوع عکسبرداری امکانپذیر است.

وسایل مورد نیاز:

ابزار اصلی در درجه اول دوربین عکاسی مناسبی است که بشود براحتی با آن کار کرد. شاتر دوربین باید سرعتهای قابل تنظیم داشته ، یعنی پرده‌ای که مقابل فیلم عکاسی کشیده شده است با سرعت دلخواه شما باز و بسته شود. بویژه اینکه برای نوردهی طولانی قابل تنظیم باشد. در عکاسی شب چون با سوژه‌های کم نوری سر و کار داریم، نوردهی‌ها چند ثانیه تا حتی چند ساعت طول می‌کشند. دوربینهای مکانیکی برای اینکار مناسب هستند. عدسی (لنز) دوربین نیز مهم است.

برای اینکه از موضوعات مختلف عکس بگیرید، باید از عدسیهایی با فاصله کانونی مختلف عکس بگیرید. پس دوربین باید قابلیت تعویض لنز داشته باشد. کیفیت عدسی دوربین در کیفیت عکس تأثیر بسزایی دارد. هر چه فاصله کانونی عدسی کم باشد، زاویه دید عدسی بیشتر و دوربین قادر است بخش وسیعی از آسمان را پوشش دهد.علاوه بر اینها یک سه پایه مناسب برای دوربین نیاز است، که برای حالات مختلف قابل تنظیم باشد. اگر از دوربین غیر دیجیتال استفاده شود، نوع فیلم عکاسی مهم است، فیلم هر چه حساستر باشد مدت نور دهی کوتاهتر خواهد بود.

عکاسی از خورشید:

نخستین چیزی که لازم است ، صافی (فیلتر) مناسبی برای کاهش کافی نور خورشید، به هنگام طلوع یا غروب ، ضخامت جو در مقابل نور خوشید صافی مناسبی برای عکاسی است. اما در اوقات دیگر ، از صافیهای خورشیدی که بر دهانه تلسکوپ (نه چشمی آن) نصب می‌شوند استفاده می‌شود. بکار بردن صافیهای تیره عکاسی (ND) توصیه نمی‌شود. هر صافی خورشیدی نور دهی مخصوص خود را نیاز دارد، عکاسی از خورشید هنگام گرفت در مراحل جزئی بسیار ساده است، نور دهی تغییری نمی‌کند. در هنگام کسوف کلی صافی خورشیدی برداشته شده ، بسته به روشنایی تاج و موضوع مورد نظر (از دانه‌های بیلی گرفته تا حلقه الماس ، زبانه‌ها ، تاج درونی یا بیرونی) نور دهی متفاوت است.
عکاسی از پدیده‌های گذرا:

عکاسی از پدیده‌های گذرا نسبتا دشوار است. دوربین باید در جهتی مناسب تنظیم و همه چیز درست انجام شود. شهابها با سرعت بسیاری در آسمان حرکت می‌کنند و لحظه کوتاهی می‌درخشند. در نتیجه هر نقطه از رد تیر شهاب نور بسیار کمتری به دوربین می‌رساند. تهتر است در عکاسی هدفمند شهابها ، از دیافراگم باز و نور دهیهای نه چندان بلند (حداکثر 30 دقیقه) استفاده شود.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 11 خرداد1391ساعت 3:30  توسط سمانه انزابی زاده  | 

عکاسی و آسمان شب

14.00 عکاسی از آسمان شب و پدیده های آن، که گاه با چشم هم قابل مشاهده نیستند، گرچه احتیاج به دانستن اصول اولیه‌ی عکاسی دارد، اما تکنیک های خاص خود را نیز دارد.

عکاسی از سوژه های آسمان شب به دلیل اینکه نور بسیار کمی از آن‌ها به ما می‌رسد، احتیاج به شرایط خاصی دارند. به عنوان مثال به دلیل طولانی بودن مدت نوردهی، دوربین حتماً باید روی سه پایه محکمی نصب و ثابت شود. اگر بخواهیم از ستاره ها، سیاره‌ها و صورت های فلکی، به همان صورتی که با چشم در آسمان می‌بینیم، یعنی به صورت نقطه ای عکس بگیریم، باید دیافراگم را تا حد امکان باز کنیم (کوچک‌ترین عدد موجود روی لنز دوربین) و بسته به محدوده‌ی مورد نظراز لنزهای نرمال یا واید استفاده کنیم.

مدت زمان نوردهی در عکاسی نجومی به صورت معمول بیش از زمان نوردهی برای عکاسی از سوژه های معمولی با نور نسبتاً زیاد است. مثلاً اگر سعی کنید با سرعت 30/1 یا حتی 15/1 ثانیه عکسی از آسمان بگیرید، در نهایت چیزی جز سیاهی نصیب شما نمی شود. چون نورِ کمِ ستاره‌ها در این مدت زمان کم فرصت ثبت روی فیلم عکاسی شما را پیدا نکرده است.

برای گرفتن چنین عکس هایی با توجه به حساسیت فیلم، اندازه‌ی لنز، پرنور یا کم نور بودن ستاره های داخل کادر و از همه مهم‌تر مکان ستاره های مورد نظر در آسمان، مدت زمان نوردهی برای لنز نرمال (55-50 میلی متر) از حدود 10 ثانیه شروع می‌شود و گاهی تا 45 ثانیه هم می‌تواند ادامه پیدا کند. هر چه فاصله کانونی لنز مورد استفاده بیشتر شود، زمان نوردهی هم بیشتر می‌شود. (برای تعیین این زمان بر اساس مختصات ستاره‌ها در آسمان روابطی ریاضی هم وجود دارد ولی در حال حاضر بهترین کار تجربه و باز هم تجربه است.) اگر زمان نوردهی (باز بودن دریچه دوربین) از این مقدار بیشتر شود، پدیده ای روی فیلم شما ثبت خواهد شد که با چشم به طور محسوس قابل مشاهده نیست؛ حرکت ظاهری ستاره‌ها در زمینه‌ی آسمان!

بعضی از دوربین های عکاسی در قسمت تنظیم سرعت، علاوه بر کسری از ثانیه (120/1، 60/1، 30/1،...)، که با اعداد 120، 60، 30،... نشان داده می‌شوند، سرعت های کمترِ چند ثانیه ای و حتی تا 30 ثانیه نیز دارند. ولی برای اینکه سرعت باز و بسته شدن دهانه دوربین را از این هم کمتر کنید، باید از گزینه ای روی قسمت تنظیم سرعت دوربین استفاده کنید که به شما این امکان را می‌دهد که دریچه دوربین را با نگه داشتن شاتر، تا هر زمانی که بخواهید باز نگه دارید. این گزینه در اغلب دوربین‌ها با (B) و در بعضی از آنها با (T) نشان داده شده است.

در اینجا به وسیله دیگری به نام دکلانشور نیاز پیدا می‌کنید که به سر شاتر دوربین وصل می‌شود و به شما کمک می‌کند که دکمه شاتر دوربین را تا مدت زمان دلخواه پایین نگه دارید. در نهایت برای عکاسی از آسمان شب باید دوربینتان را روی یک سه پایه با استقرار خوب محکم کنید و برای جلوگیری از انتقال لرزش دست و دوربین، دکلانشور را روی شاتر آن نصب کنید و هم‌چنین به چند نکته برای فیلمی که داخل دوربین قرار می‌دهید توجه داشته باشید:

1.     فیلم های عکاسی با حساسیت 100 تا 400 به راحتی در بازارقابل دسترسی اند. فیلم هایی با حساسیت کمتر از 100 و بیشتر از 400 هم وجود دارند اما هر کدام معایب و محاسنی دارند. فیلم‌ها هرچه حساسیت کمتری داشته باشند، دانه های بلور نقره‌ی سطح آن‌ها کوچکتر است و در هنگام ظهور، عکس یکپارچگی و نرمی بیشتری خواهد داشت. البته توجه به این موضوعات یک جانبه نمی شود؛ چون مثلاً اگر حساسیت فیلم را خیلی پایین بیاوریم مجبور می‌شویم زمان نوردهی را به مقدار قابل توجهی زیاد کنیم و این کار مشکلات مختلفی به همراه خواهد داشت که از این میان می‌توان به تغییر نامناسب رنگ زمینه آسمان اشاره کرد. در حقیقت باید با توجه به زمان نوردهی لازم و نور موجود درزمینه آسمان، فیلم با حساسیت مناسب را انتخاب کرد. معمولاً فیلمی که با توجه به این خصوصیات برای عکاسی از یک آسمان تاریک پیشنهاد می‌شود، فیلم های با حساسیت 400 است. در صورتی که اگر می‌خواهید از آسمان شهرهای بزرگ عکاسی کنید باید از فیلم های با حساسیت کمتر استفاده کنید تا نورهای مزاحم کمتر در عکس شما ثبت شوند.

2.     فیلم‌ها به دلیل ترکیبات شیمیایی حساس روی هر کدام، در نوردهی های طولانی مدت رنگ غالبی پیدا می‌کنند. مثلاً رنگ غالب فیلم فوجی در نوردهی های طولانی مدت سبز، کداک نارنجی و قرمز، و کونیکا آبی می‌شود. این موضوع گاهی در طراحی تصویر می‌تواند به شما کمک کند! با این حساب انتخاب نوع فیلم به تجربه و خلاقیت شما در عکاسی ارتباط مستقیم دارد. اما چند نکته خیلی مهم امنیتی وجود دارد که در عکاسی غیرنجومی هم باید رعایت شوند اما معمولا در این نوع عکاسی اهمیت بیشتری پیدا می‌کنند:

  • قبل از هر چیز از جا افتادن فیلم در دوربینتان مطمئن شوید؛ و گر نه تمام شب بیداریتان برای عکاسی از آسمان به هدر می‌رود!
  • باید به خاطر داشته باشید که در زمان عکاسی، مشخصات هر عکس از جمله زمان نوردهی، دیافراگم، سوژه مورد نظر و ... را به دقت ثبت کنید تا بعداً بتوانید با استفاده از این اطلاعات در مورد بهتر شدن عکس هایتان تصمیم گیری کنید.
  • حتماً فیلم را برای ظهور و چاپ به دست مراکز معتبر بسپارید؛ اهمیت ویژه این کار در عکاسی از آسمان شب این است که اغلب عکاسی‌ها به دلیل سیاه بودن زمینه و کم نور بودن سوژه ی عکس های نجومی، ممکن است در موقع ظهور، فیلم را از وسط کادر قیچی کنند (!!) یا در منطقی ترین حالت آن را آن قدر پرنور ظاهر کنند که در نهایت زمینه آسمان به هر رنگی جز سیاه تبدیل شود! در این صورت نگاتیوهای شما از دست رفته است. اما بهترین حالت هم آن است که فیلم شما را مثل بقیه فیلم‌ها ظاهر می‌کنند و هنگام تحویل عکس‌ها به اطلاعتان می‌رسانند که "عکس های شما خیلی کم نور و به همین دلیل غیر قابل چاپ بود!". اما مراکزی هم هستند که فقط کافیست به آن‌ها یادآوری کنید که عکس های شما نجومی است، تا بعد از چند روز عکس های واقعی خودتان از آسمان را به شما تحویل دهند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 11 خرداد1391ساعت 3:28  توسط سمانه انزابی زاده  | 

عکاسی ورزشی: دانستن و توانستن

14.00 فتو ژورنالیسم - گفت‌وگو با بهروز مهری

گیتا جاودانی - می توانیم چندین و چند ساعت صحبت کنیم و باز مشتاق گفتن و شنیدن باشیم. وقتی موضوع داغ و پرطرفدار است و وقتی نفراتی که آن را لمس کرده اند بسیار اندک شمارند. وقتی که شانس حضور هربار کمتر و کمتر می شود، اشتیاق بیشتر می شود.

همه آنچه دیده ایم و به خاطر می آوریم از شکوه و عظمت افتتاح، از غرور رژه هموطنان، از هیجان مسابقات و از اهدای مدال ها و برآمدن پرچم زیبا و دیگر دیدنی ها، حاصل کار آنان است؛ آن چشمان رویداد های ورزشی. اما خود کجایند؟ چه می کنند وچگونه، حکایت دیگری است که کمتر تقریر شده است.

گفت و گوی زیر با بهروز مهری، عکاس خبرگزاری فرانسه، تکمله گزارش چندرسانه ای پیشین درباره عکاسی ورزشی است.

عکاس ورزشی پیش از رفتن به زمین باید چه آمادگی های فردی داشته باشد؟

پیش از هر چیز باید درباره رشته ای که پوشش می دهد، اطلاعات کافی داشته باشد. نمی توان بدون هیچ اطلاعاتی وارد زمین شد و عکاسی کرد.

البته عکس می توان گرفت اما موفقیت ممکن است خیلی شانسی باشد تا این‌که فرد مطالعه کند یا تخصصش عکاسی ورزشی باشد، هر روز اخبار را دنبال کند، بداند امروز چه اتفاقی می افتد، وضعیت تیم ها در جدول چگونه است، وضعیت بازیکنان چگونه است، شانس اول قهرمانی در این رشته کیست و یا ممکن است چه حادثه خبری و سیاسی در این مسابقه رخ دهد.

بعضی از ورزش ها به دلیل این‌که پر طرفدارند، در عکاسی ورزشی خیلی مهم ترند. مثل فوتبال، تنیس و یا حتی فوتبال آمریکایی در امریکا وخواه ناخواه آدم هایی که به این ورزش ها می پردازند، آدم های مشهوری می شوند. وقتی آدم های مشهوری شدند باید عکس از آنها زیاد باشد. به همین دلیل عکاسی «سلبریتی» هم بخشی از عکاسی ورزشی می شود. یعنی مثلا وقتی شما از فوتبالی عکس می گیرید که  بکام در آن  بازی می کند، فوکوس تان روی اوست، چون توجه مطبوعات به او خیلی زیاد است.

همه این ها جنبه های مختلفی است که باعث می شود یک عکاس ورزشی آماده بشود تا کار خوبی را ارایه کند. ضمن این‌که عکاس ورزشی باید تسلط خوبی روی وسایل خودش داشته باشد. در طول مسابقه سرعت عمل باید داشته باشد و این‌که بداند در چه زمانی، از چه لنزی استفاده کند، و اگر امکان جابه جایی دارد، در چه زمانی، چه زاویه ای را انتخاب کند. تمام اینها، نکاتی است که باید درباره آنها خیلی سریع تصمیم گرفت. یعنی عکاس باید از نظر ذهنی و تمرکز آنقدر آمادگی داشته باشد که بتواند سریع تصمیم بگیرد که من الان باید در چه زاویه باشم، از چه لنزی استفاده کنم، تمرکز و فوکوس دوربینم روی بازیکن  ها باشد یا روی  تماشاچیان.

اتفاقات در ورزش خیلی سریع  و در کسری از ثانیه روی می دهد. به همین دلیل هم تصمیم گیری باید خیلی سریع باشد. یعنی شما اگر کند عمل کنید، خیلی چیزها، را از دست می دهید و بهترین عکس را کسی می تواند بگیرد که با تمرکز بالا و آگاهی خوب کارش را انجام می دهد و می داند دارد چه کار می کند.

 

آیا عکاس ورزشی که رویدادی مثل المپیک را پوشش می دهد رشته ها را خود انتخاب می کند یا به او محول می شود؟

بستگی دارد که برای کجا کار می کنید. کسی که برای یک آژانس خبری کار می کند، یا در مجله تخصصی یک ورزش است یا برای یک روزنامه داخلی و محلی عکاسی می کند و یا از طرف کشوری اعزام می شود که در ده رشته مختلف در المپیک شرکت کننده  دارد، هر کدام وظایف مختلفی دارند و تصمیم گیری برای این‌که چه ورزشی را عکاسی بکنند هم متفاوت است. مثلا اگر یک عکاسی برای یک روزنامه ایرانی دارد کار می کند و می رود المپیک، هدف اصلی این است که فعالیت های ورزشکاران و تیم های ایرانی را در المپیک پوشش بدهد و انتخاب رشته هایش هم بر همین اساس است.

یعنی رشته هایی که باید پوشش بدهد بر این اساس انتخاب می شود که آیا ایران در آن رشته شرکت کننده ای دارد یا نه. بعد از آن به انتخاب خودش خواهد بود. یعنی اگر فرصت داشته باشد طبق جدول برگزاری بازی ها، می تواند مسابقات دیگری را هم پوشش بدهد که اتفاق مهم جهانی  به شمار می رود مثل مسابقات شنا یا دو و میدانی.

وقتی عکاس برای یک خبرگزاری بین المللی کار می کند تعریف کارش کاملا متفارت است چون این خبرگزاری ها کل مسابقات ورزش ها را پوشش می دهند و به همین دلیل تمام برنامه ریزی ها از قبل مشخص شده. وقتی عکاس آن خبرگزاری وارد شهر محل برگزاری المپیک می شود، برنامه اش مشخص است و می داند در طول این بیست و پنج روز اقامتش در این شهر قرار است که سه رشته ورزشی را پوشش بدهد و باید درباره آن رشته ها تحقیق کرده باشد، بازیکنان و تیم های مختلف را بشناسد و آگاهی کاملی درباره آن رشته داشته باشد که بتواند کارش را بهتر انجام دهد. این عکاس نمی تواند برود و ورزش های دیگر را کار کند برای این‌که وقت ندارد. خبرگزاری ها تمام مسابقات یک رشته را پوشش می دهند برای این‌که مشتریان آنها از تمام کشور های دنیا هستند به همین دلیل مسابقه تکواندو کار ایرانی، آفریقایی، عرب یا امریکایی به یک اندازه برای آن ها مهم است. مردم این کشورها از ورزشکارشان عکس می خواهند و خبرگزاری هم وظیفه اش همین است، بنابراین از هر مسابقه حتی در مراحل ابتدایی، معمولا یک یا دو عکس روی خط  خبرگزاری ها می رود. بعضی وقت ها مسایل سیاسی هم حاکم می شود. مثلا می گویند که در این ورزش قرار است یکی از شاهزاده های کشور امارات که ورزشکار است، مسابقه بدهد. با این‌که ممکن است  این فرد خیلی ورزشکار خوبی نباشد، اما شهرت اش با موضوع مسابقه ورزشی تداخل می کند و از او عکس بیشتر می رود چون نشریات اماراتی متقاضی آن هستند. یک جور تعادل بین عرضه و تقاضا وجود دارد.

اگر عکاس  برای آژانس عکس کار می کند، باز شرح وظایف اش فرق می کند. اگر یک خبرگزاری مثلا در المپیک پنجاه عکاس دارد، آژانس عکس، شاید پنج نفر داشته باشد و قاعدتا این پنج نفر فقط رشته های خیلی مهم را پوشش می دهند. به همین دلیل انتخاب رشته بعضی وقت ها دست خود عکاس است و بعضی وقت ها هم نیست.

 

برای کسی که در خبرگزاری کار می کند، عکاسی ورزشی یکی از مهارت هایی است که باید در کنار دیگر مهارت های عکاسی داشته باشد یا کاری کاملا تخصصی است ؟

باز بستگی به شرایط دارد. یعنی ما اصلا هیچ تعریف مطلقی نمی توانیم ارایه کنیم. در همه خبرگزاری های بزرگ عکاس ورزشی که کارش کاملا تخصصی است، وجود دارد. ولی به عنوان مثال  دفاتر یک خبرگزاری در کشورهای دیگر، یکی یا دو تا عکاس دارند که همه چیز را پوشش می دهند. از مسایل سیاسی گرفته تا اجتماعی و ورزشی، پس عکاس باید آنقدر مهارت داشته باشد که بتواند رویدادهای مهم ورزشی کشور را پوشش بدهد.

اما عکاسان ورزشی خبرگزاری ها که به المپیک می روند، مهارت کافی در عکاسی ورزشی دارند و گلچینی هستند از عکاسانی که در آن خبرگزاری کار می کنند. به عنوان مثال اگر یک خبرگزاری در کل دنیا 200 عکاس داشته باشد، 50 نفری که برای المپیک انتخاب می شوند مهارت بیشتری در عکاسی ورزشی دارند و می توانند کاری بهتر ارایه کنند ولی لزوما این طور نیست که عکاسان درجه یک ورزشی باشند، چون تخصص اصلی شان این نیست.در واقع شرایط شان فرق می کند با کسی که در یک مجله تخصصی مثلا بوکس کار می کند او متخصص رشته خاصی است.

 

به عنوان یک عکاس برای حضور در چنین مجامع بین المللی، خودتان اعلام آمادگی می کنید یا  انتخاب می شوید؟

خوب در مورد خبرگزاری های بین المللی  به هر دو شکل است. یعنی این‌که هم عکاس ابراز علاقه و اعلام آمادگی می کند که جزو تیم خبرگزاری باشد و هم این‌که خود خبرگزاری تعدادی از عکاسانش را گلچین می کند. این پروسه از هفت الی هشت ماه قبل از المپیک شروع می شود از همین موقع برنامه ریزی ها شروع می شود و برای این‌که بدانند کی باید چه کار بکند، تمام اطلاعات فنی، اطلاعات مربوط به ویزا، شهر برگزار کننده المپیک و خلاصه هر آنچه که باید در اختیار عکاس قرار می گیرد و من مثلا از دو ماه قبل از شروع المپیک می دانم چه ورزش هایی را باید عکاسی کنم و وقت کافی دارم برای این‌که در مورد آنها تحقیق کنم.

البته بعضی از عکاسان آزاد عمل می کنند. وقتی یک خبرگزاری 50 یا 60 عکاس دارد، چند تا از آنها را آزاد می گذارد تا بچرخند و کارهای مختلف انجام دهند. آنها  دستشان باز تر است و می توانند به رشته های مختلف و حتی حواشی رویداد ها هم سرک بکشند و بعضی عکاسی اجتماعی بکنند یا به زندگی روزمره یا «فیچر» بپزدازند. این پروسه هم از یکی دو ماه قبل از المپیک شروع می شود برای این‌که همه مردم دنیا می خواهند ببینند که شهر برگزاری المپیک چه جوری است. تاکسی هایش چه شکلی اند، مردمش چه کار می کنند.آداب و رسوم و سنت های خاص آنجا چیست. عکاس باید آشنایی کلی  به مردم دنیا بدهد که این خود کار خیلی بزرگی است. در طول برگزاری المپیک هم  چند عکاس فقط کارشان این است که زندگی روزمره را پوشش بدهند و ممکن است اصلا عکاسی ورزشی نکنند.

ولی در مورد عکاسان روزنامه ها و خبرگزاری های کشورهای مختلف، انتخاب شکل دیگری دارد. معمولا کمیته المپیک بر اساس تعداد ورزشکارانی که از یک کشور به  المپیک راه پیدا می کنند، به رسانه های آن کشور سهمیه ای می دهد. وقتی این تعداد اعلام می شود، تقسیم آن به عهده کمیته المپیک  همان کشور خواهد بود و آنها  به یک خبرگزاری داخلی مثل ایسنا  اعلام می کنند که شما می توانید یک عکاس و یک خبرنگار بفرستید پس دست خبرگزاری ها خیلی باز نیست. مگر این‌که بخواهند با هزینه خودشان این کار را بکنند که خیلی کار سختی است و هزینه خیلی بالایی دارد. کلا پوشش المپیک برای خبرگزاری ها خیلی پر هزینه است و به همین دلیل چنین ریسکی نمی کنند.

 

عکاسی که فضای محدودی برای حرکت دارد و زمان کوتاهی برای تصمیم گیری، چطورخلاقیت را وارد کار خود می کند؟

خلاقیت در عکاسی ورزشی بسیار مهم است برای این‌که باعث می شود شما کاری متمایز از عکاسان دیگر ارایه کنید. این‌که فقط یک رشته ورزشی را با همان تکنیک ها یا زوایای خیلی مشخص عکاسی کنیم، باید باشد ولی توانایی  انتخاب زوایای خاص یا بعضی وقت ها زوایای غیر متعارف، نیاز به هوشیاری و آگاهی نسبت به اتفاقی که دارد می افتد و شناخت ورزشکاران آن رشته کیفیتی  خاص  به کار عکاس می دهد.

شما در حالی که دارید آن ورزش را پوشش می دهید، کل حاشیه قضیه را هم باید ببینید و بتوانید روی آن  مانور بدهید. باید بتوانید تصمیم بگیرید الان از تماشاچی ها عکس بگیرم یا بازیکنی که مثلا در حال سرویس زدن است. وقتی شرایط آب و هوا بعضی مسابقات را به  تاخیر می اندازد، باید بتوانید آن را به گونه ای تصویر سازس کنید که همراه با خبر منتشر شود.

این دیگر عکاسی ورزشی نیست. یک تصویر سازی خلاقانه است که شما با توجه به سابقه کار و اطلاعات قبلی انجام می دهید.

این‌که وقتی یک بازیکن تنیس می خواهد سرویس بزند، آن را از چه زاویه ای بگیرید و از لنز 600 استفاده کنید تا جزئیات بیشتری داشته باشید و مثلا تتوی روی بدن ورزشکار را بگیرید، نیاز به هوشیاری و خلاقیت دارد. دانستن این‌که مثلا فلان ورزشکار وقتی مدالی را می برد ممکن است واکنش جالبی داشته باشد و انتخاب یک زاویه ای مناسب برای  ثبت  آن، این ها همه به ، دانش قبلی، تمرکز و خلاقیت شما مربوط است، چیزی که ممکن است خیلی ها ندانند و نتوانند بگیرند.

  

الان معمولا از خبرنگارها خواسته می شود که چند رسانه ای باشند و در کارهای مرتبط با حرفه شان مهارت حداقلی داشته باشند تا گلیم خود را از آب بیرون بکشند. شما به عنوان عکاس جایگاهی در سالن های مسابقات دارید که هیچ خبرنگاری ندارد. تا به حال از شما خواسته نشده که  در نقش خبرنگار هم عمل کنید؟

عکاس المپیک، فقط باید روی کار خودش تمرکز کند. همان طور که خبرنگارها هم تنها کار خودشان را انجام می دهند.

ممکن است رسانه های خیلی کوچک تر که نمی توانند هم عکاس و هم خبرنگار بفرستند، چنین تقاضایی از نماینده خود داشته باشند که در این صورت باید آموزش لازم به آنها داده شود. اما در هر حال دیگر نمی توان انتظار داشت که آن آدم بهترین عکس و بهترین کار خبری را ارایه دهد. چون دیدن یک مسابقه وقتی می خواهید خبر آن ارسال کنید با دیدن آن وقتی که دارید عکس می گیرید، خیلی فرق دارد. به همین دلیل کار خیلی خوبی به دست نمی آید. فقط یک مجموعه  متوسط از یک رویداد ورزشی حاصل می شود.

اصولا در خبرگزاری های بزرگ این اتفاق نمی افتد. شاید پیش بیاید که یک اتفاق خاصی در یک مسابقه بیفتد و شما نزدیک به صحنه باشید و چیزی ببینید یا بشنوید که از دید خبرنگارتان دور باشد. در این صورت می توانید آن را روایت کنید تا در خبر بیاید. آنجا شما خبرنگار رسانه تان هستید  و منبعی می شوید برای تکمیل خبر.

 

شما جایی گفتید پیش رفت تکنولوژی به ما امکان داده زوایایی را ببینیم که پیش از آن نداشتیم.آیا زمانی می رسد که تکنولوژی جای عکاس را در سالن و کنار زمین بگیرد؟

با این وضعیتی که تکنولوژی پیش می رود، نمی توان گفت می شود یا نمی شود. اصلا قابل پیش بینی نیست. ممکن است نظر من این باشد که نه، نمی شود برای این‌که دیگر خلاقیت از بین می رود. ولی ممکن است به زمانی برسیم که واقعا ابزارجایگزین افراد بشوند. الان دوربین هایی تعبیه می شوند که با کنترل از راه دور کار می کنند، تا شما از زوایای غیر متعارف عکس داشته باشید. مثلا وقتی پرتاب دیسک را از بالا می بینید، یا پرتاب چکش را از داخل آن توری، کار همان دوربین های ریموت است ولی  کنترل آنها دست عکاس است. یعنی  گاهی در سه زاویه ای که در محدوده پوششی عکاس است دوربین های ریموت با سه  لنز مختلف می گذارند و کنترل این ریموت ها هم بر عهده وی است. این کارش را سخت تر می کند برای این‌که تمرکزش باید همزمان روی چهار دوربین باشد . ضمن این‌که عکاسی با دوربین ریموت کار خیلی سختی است و بعضی وقت ها شما باید این ریموت ها را با پایتان کنترل کنید. یعنی پدال هایی هست مثل پدال های اتومبیل و شاتر را با پا می زنند و همزمان که دارید با دست عکاسی می کنید باید آن پدال ها را هم بزنید. هماهنگ کردن این اعمال برای مغز دشوار است. البته گاهی این ریموت ها روی کفشک فلاش قرار می گیرد ولی هنوز در بعضی ورزش ها نمی توان از آنها  استفاده کرد، مثلا در پخش مستقیم فوتبال چون روی امواج تلوزیونی اختلال ایجاد می  کند، امکان استفاده از آن ها وجود ندارد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 11 خرداد1391ساعت 3:28  توسط سمانه انزابی زاده  |